champlain lake
دریاچه شامپلین
champlain valley
دره شامپلین
champlain bridge
پل شامپلین
champlain college
مدرسه شامپلین
champlain sea
دریای شامپلین
champlain trail
مسیر شامپلین
champlain park
پارک شامپلین
champlain heights
ارتفاعات شامپلین
champlain society
جامعه شامپلین
champlain monument
نماد شامپلین
champlain was an important figure in canadian history.
چامپِلن شخصیتی مهم در تاریخ کانادا بود.
the champlain sea was a significant geographical feature.
دریای شامپِلن یک ویژگی جغرافیایی مهم بود.
many tourists visit lake champlain every year.
هر سال بسیاری از گردشگران از دریاچه شامپِلن بازدید میکنند.
champlain's explorations helped map north america.
اکتشافات شامپِلن به نقشهبرداری آمریکای شمالی کمک کرد.
he founded quebec city, which is near lake champlain.
او شهر کبک را تأسیس کرد که در نزدیکی دریاچه شامپِلن قرار دارد.
champlain is known as the "father of new france".
شامپِلن به عنوان "پدر نو فرانسه" شناخته میشود.
the champlain valley is famous for its agriculture.
دره شامپِلن به دلیل کشاورزی خود مشهور است.
champlain's legacy continues to influence modern canada.
میراث شامپِلن همچنان بر کانادا مدرن تأثیر میگذارد.
many historical sites related to champlain can be found in quebec.
بسیاری از مکانهای تاریخی مرتبط با شامپِلن را میتوان در کبک یافت.
champlain's journal provides insight into early colonization.
دفتر خاطرات شامپِلن بینشی در مورد استعمار اولیه ارائه میدهد.
champlain lake
دریاچه شامپلین
champlain valley
دره شامپلین
champlain bridge
پل شامپلین
champlain college
مدرسه شامپلین
champlain sea
دریای شامپلین
champlain trail
مسیر شامپلین
champlain park
پارک شامپلین
champlain heights
ارتفاعات شامپلین
champlain society
جامعه شامپلین
champlain monument
نماد شامپلین
champlain was an important figure in canadian history.
چامپِلن شخصیتی مهم در تاریخ کانادا بود.
the champlain sea was a significant geographical feature.
دریای شامپِلن یک ویژگی جغرافیایی مهم بود.
many tourists visit lake champlain every year.
هر سال بسیاری از گردشگران از دریاچه شامپِلن بازدید میکنند.
champlain's explorations helped map north america.
اکتشافات شامپِلن به نقشهبرداری آمریکای شمالی کمک کرد.
he founded quebec city, which is near lake champlain.
او شهر کبک را تأسیس کرد که در نزدیکی دریاچه شامپِلن قرار دارد.
champlain is known as the "father of new france".
شامپِلن به عنوان "پدر نو فرانسه" شناخته میشود.
the champlain valley is famous for its agriculture.
دره شامپِلن به دلیل کشاورزی خود مشهور است.
champlain's legacy continues to influence modern canada.
میراث شامپِلن همچنان بر کانادا مدرن تأثیر میگذارد.
many historical sites related to champlain can be found in quebec.
بسیاری از مکانهای تاریخی مرتبط با شامپِلن را میتوان در کبک یافت.
champlain's journal provides insight into early colonization.
دفتر خاطرات شامپِلن بینشی در مورد استعمار اولیه ارائه میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید