chanson

[ایالات متحده]/ʃɒŋ'sʊŋ/
[بریتانیا]/'ʃænsən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آهنگ فرانسوی، بالاد یا ترانه
Word Forms
جمعchansons

جملات نمونه

In the chanson de geste of Huon de Bordeaux, Morgan is the mother of the fairy king Oberon by none other than Julius Caesar.

در داستان شعری هوآن دو بوردو، مورگان مادر پادشاه جادوگر اوبِران است که توسط هیچ‌کس جز ژولیو سزار نیست.

She enjoys listening to French chansons.

او از گوش دادن به نوای فرانسوی لذت می برد.

The chanson has a catchy melody.

این نغمه یک ملودی جذاب دارد.

He performed a beautiful chanson at the talent show.

او یک نغمه زیبا در مسابقه استعدادها اجرا کرد.

The singer's chanson brought tears to the audience's eyes.

نغمه خواننده باعث شد اشک در چشمان مخاطبان جاری شود.

They danced to the rhythm of the chanson.

آنها به ریتم نغمه رقصیدند.

The chanson evoked memories of her childhood.

این نغمه خاطرات دوران کودکی او را زنده کرد.

Listening to chansons can be a relaxing experience.

گوش دادن به نوای ها می تواند یک تجربه آرامش بخش باشد.

She sang a heartfelt chanson at her friend's wedding.

او یک نغمه از صمیم قلب در عروسی دوستش خواند.

The chanson's lyrics are poetic and moving.

متن ترانه نغمه شاعرانه و تاثیرگذار است.

They played a classic French chanson during the romantic dinner.

آنها یک نغمه فرانسوی کلاسیک در طول شام عاشقانه پخش کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید