chaplain

[ایالات متحده]/'tʃæplɪn/
[بریتانیا]/'tʃæplɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روحانی در کلیسای دربار سلطنتی یا مؤسسه‌های دیگر، مانند نظامی، بیمارستان یا زندان؛ یک رهبر مذهبی یهودی که مراسم مذهبی را در جلسات یک جامعه (یا غیر روحانی) برگزار می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

hospital chaplain

کاپلان بیمارستان

military chaplain

کاپلان نظامی

university chaplain

کاپلان دانشگاه

جملات نمونه

Darwin himself said it: "What a book a devil's chaplain might write on the clumsy, wasteful, blundering, low, and horridly cruel works of nature.

داروین خود گفت: "چه کتابی یک کشیش شیطان می تواند در مورد آثار طبیعت دست و پا چلفتی، اتلاف منابع، ناشیانه، پست و وحشیانه بنویسد.

Fr. Henry Cabral, SVD –from the Philippines. Ordained Priest in 2002. Previously worked as Chaplain for the Diocesan Filipino Apostolate.

کشیش هنری کابראל، SVD – از فیلیپین. در سال 2002 کشیش منصوب شد. پیش از این به عنوان کشیش برای مجمع امور فیلیپینی انجام وظیفه کرده است.

"You do not know the men of Liege," said the Chaplain, "of whom it may be said, that, not even excepting those of Ghent, they are at once the fiercest and the most untameable in Europe.

«شما مردان لیژ را نمی‌شناسید،» کشیش گفت، «از کسانی که می‌توان گفت، حتی با در نظر نگرفتن مردم گنت، در اروپا در عین حال خشمگین‌ترین و رام‌نشدنی‌ترین هستند.»

The chaplain provided spiritual guidance to the soldiers.

کشیش راهنمایی معنوی به سربازان ارائه می‌داد.

The hospital chaplain offered comfort to the patients and their families.

کشیش بیمارستان، آرامش را به بیماران و خانواده‌هایشان ارائه می‌داد.

The chaplain led the prayer service at the funeral.

کشیش مراسم دعا را در مراسم خاکسپاری رهبری کرد.

The chaplain visited the inmates in the prison regularly.

کشیش به طور منظم از زندانیان در زندان دیدار می‌کرد.

The university chaplain organized interfaith events on campus.

کشیش دانشگاه رویدادهای بین ادیانی را در محوطه دانشگاه سازماندهی کرد.

The chaplain conducted the wedding ceremony for the couple.

کشیش مراسم عروسی را برای زوج برگزار کرد.

The chaplain offered a listening ear to those in need of support.

کشیش گوش شنایی برای کسانی که به حمایت نیاز داشتند، ارائه می‌داد.

The chaplain counseled students dealing with personal issues.

کشیش با دانشجویانی که با مشکلات شخصی دست و پنجه نرم می‌کردند، مشورت می‌کرد.

The military chaplain provided comfort to the troops during times of war.

کشیش نظامی در زمان جنگ، آرامش را به سربازان ارائه می‌داد.

The chaplain's words of wisdom brought solace to the grieving family.

کلمات حکیمانه کشیش، تسلی را به خانواده داغدار بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید