chapman

[ایالات متحده]/ˈtʃæpmən/
[بریتانیا]/ˈtʃæpmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره گرد; تاجر
Word Forms
جمعchapmen

عبارات و ترکیب‌ها

wandering chapman

چپمن گردنده

itinerant chapman

چپمن مسافر

جملات نمونه

That means no more expensive day care for their sons at the exclusive Chapman Academy, run by the harsh taskmistress Miss Gwyneth Harridan (Anjelica Huston).

این بدان معناست که دیگر نیازی به نگهداری روزانه گران قیمت برای پسرانشان در آکادمی چپمن انحصاری که توسط خانم سختگیر گویینت هرییدان اداره می شود، نیست.

Sam Taylor-Wood, a contemporary of British artists like Damien Hirst and Jake Chapman, called the footage a "reverential and vulnerable image".

سام تیلور-وود، معاصری هنرمندان بریتانیایی مانند دیمیان هیرست و جیک چاپمن، این تصاویر را "تصویری متأثر و آسیب پذیر" نامید.

The chapman traveled from village to village selling his goods.

چاپمن از دهکده به دهکده سفر می‌کرد و کالاهای خود را می‌فروخت.

The chapman set up his stall at the market early in the morning.

چاپمن در ساعات اولیه صبح، غرفه خود را در بازار برپا می‌کرد.

The chapman haggled with customers over the price of his wares.

چاپمن با مشتریان در مورد قیمت کالاهای خود چانه زنی می‌کرد.

The chapman was known for his excellent craftsmanship in making pottery.

چاپمن به خاطر مهارت عالی خود در ساختن سفال شناخته شده بود.

The chapman's cart was filled with various items for sale.

چرخ دستی چاپمن پر از اقلام مختلف برای فروش بود.

The chapman's business thrived during the holiday season.

کسب و کار چاپمن در طول فصل تعطیلات رونق داشت.

The chapman bartered his goods for food and other necessities.

چاپمن کالاهای خود را در ازای غذا و سایر ملزومات معامله می‌کرد.

The chapman's reputation as a reliable seller spread far and wide.

شهرت چاپمن به عنوان یک فروشنده قابل اعتماد در همه جا پخش شد.

The chapman's trade route took him through many towns and villages.

مسیر تجاری چاپمن او را از میان بسیاری از شهرها و دهکده‌ها عبور می‌داد.

The chapman's livelihood depended on his ability to sell his merchandise.

معیشت چاپمن به توانایی او در فروش کالاها بستگی داشت.

نمونه‌های واقعی

" The gentleman looked like winning, as I said, " observed the chapman blandly.

«آقاو به نظر می‌رسید که برنده می‌شود، همانطور که گفتم.» چَپمن با بی‌اعتنایی گفت.

منبع: Returning Home

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید