trader

[ایالات متحده]/'treɪdə/
[بریتانیا]/'tredɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازرگان، تاجر؛ شخصی که به حساب خود تجارت می‌کند نه به نمایندگی از دیگران، به ویژه در تجارت اوراق بهادار.

عبارات و ترکیب‌ها

stock trader

معامله‌گر سهام

foreign exchange trader

معامله‌گر ارز

foreign trader

بازرگان خارجی

securities trader

معامله‌گر اوراق بهادار

جملات نمونه

a gold trader; a trader in bonds.

یک معامله‌گر طلا؛ یک معامله‌گر اوراق قرضه.

The old man was a trader in tea.

آن مرد پیر یک معامله‌گر چای بود.

The trader was truthful and without deceit.

معامله‌گر صادق و بدون فریب بود.

street traders hawking their wares

فروشندگان خیابانی که کالاهای خود را عرضه می‌کنند

the council says it will prosecute traders who break the law.

شورای شهر اعلام کرده است که با معامله‌کنندگانی که قانون را می‌شکنند، برخورد خواهد کرد.

they are itinerant traders out to make a fast buck.

آنها بازرگانان دوره گرد هستند که به دنبال کسب درآمد سریع هستند.

traders were bulking up their flour with chalk.

معامله‌گران آرد خود را با گچ حجیم می‌کردند.

a trader will want to capitalize repairs expenditure.

یک معامله‌گر می‌خواهد هزینه‌های تعمیرات را سرمایه‌گذاری کند.

street traders were hawking costume jewellery.

فروشندگان خیابانی جواهرات لباس را تبلیغ می‌کردند.

traders were covering short positions.

معامله‌گران در حال پوشش موقعیت‌های فروش بودند.

traders in the street markets displayed their wares.

معامله‌گران در بازارهای خیابانی، کالاها و محصولات خود را به نمایش می‌ گذاشتند.

Drug traders may try to suborn departing persons.

قاچاقچیان ممکن است سعی کنند افراد ترک کننده را بخواهند.

The market traders cried out like barnyard cocks.

بازارگردها مانند خروس‌های حیاطی فریاد می‌زدند.

Many traders went under during the war.

بسیاری از معامله‌گران در طول جنگ ورشکست شدند.

nothing dejects a trader like the interruption of his profits.

هیچ چیز باعث ناامیدی یک معامله‌گر مانند قطع سود او نمی‌شود.

many petty traders barely eked out a living.

بسیاری از خرده‌فروشان به سختی امرار معاش می‌کردند.

to blame the debacle on the antics of a rogue trader is not credible—it doesn't stack up.

متهم کردن فاجعه به رفت و روب های یک معامله گر متخلف قابل اعتماد نیست - اصلاً درست نیست.

The subpolice slapped the street trader and took off the pedlary and smallware.

زیر پلیس به معامله‌گر خیابانی ضربه زد و کالاهای دست‌فروشی و کوچک را ضبط کرد.

She bargained with the trader till he sold her the fruit cheaply.

او با معامله‌گر چانه زد تا زمانی که او میوه را به طور ارزان به او فروخت.

If the price efficiency underlying index after the listing of 50ETF isn’t improved, liquidity traders will sustain losses with information traders, speculator and arbitrager can’t profit.

اگر کارایی قیمت شاخص زیربنا پس از لیست شدن 50ETF بهبود نیابد، معامله‌گران نقدینگی متحمل ضرر خواهند شد و معامله‌گران اطلاعات، спекуляторы و трейдерهای آربیتراژ نمی‌توانند سود ببرند.

نمونه‌های واقعی

Michelle Carob was an auto trader.

میشل کاروب یک معامله‌گر خودرو بود.

منبع: NPR News August 2014 Compilation

Taleb is a Lebanese-American essayist, scholar, and former options trader.

طالب یک نویسنده، محقق و معامله‌گر سابق گزینه‌های لبنانی-آمریکایی است.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

Ossana said the home's owner may have been a rich trader.

اسانا گفت صاحب خانه ممکن است یک معامله‌گر ثروتمند بوده باشد.

منبع: VOA Special November 2018 Collection

I'm a petty Trader and my husband is a motorcycle rider.

من یک معامله‌گر کوچک هستم و همسرم یک موتورسوار است.

منبع: VOA Standard English_Africa

Attorney David Coombs says Manning was not a trader but a whistleblower.

وکیل دیوید کومبس می‌گوید مانینگ معامله‌گر نبود، بلکه افشاگر بود.

منبع: NPR News August 2013 Compilation

Sramek is a former trader with American financial services company Goldman Sachs.

سرامک یک معامله‌گر سابق در شرکت خدمات مالی آمریکایی گلدمن ساکس است.

منبع: VOA Slow English - America

Day7 Another vogue trader has cost a bank billions.

روز 7، یک معامله‌گر مد روز دیگر باعث ضرر چند میلیارد دلاری به یک بانک شده است.

منبع: Daily English Listening Daily Dictation, this is Shane's most popular series (Coach Shane's class).

" Yes, your Majesty, " murmured the trembling traders.

" بله، ای شاه، " معامله‌گران لرزان زمزمه کردند.

منبع: American Elementary School English 5

Makes me a better trader -- no fear.

من را به یک معامله‌گر بهتر تبدیل می‌کند - بدون ترس.

منبع: English little tyrant

So you have to make a decision whether you're a trader or an investor, he said.

بنابراین شما باید تصمیم بگیرید که آیا معامله‌گر هستید یا سرمایه‌گذار، او گفت.

منبع: VOA Standard November 2013 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید