chapping

[ایالات متحده]/ˈtʃæpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʃæpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل زبر یا ترک خوردن، به ویژه به دلیل هوای سرد یا خشکی؛ ایجاد درد با مالش یا ساییدن.

عبارات و ترکیب‌ها

chapping lips

لب‌های خشک

chapping skin

خشکی پوست

chapping hands

خشکی دست‌ها

chapping weather

هواى خشک

chapping treatment

درمان خشکی

prevent chapping

جلوگیری از خشکی

chapping balm

مرهم خشکی

chapping cream

کرم خشکی

chapping relief

تسکین خشکی

chapping solution

راه حل خشکی

جملات نمونه

chapping can occur during cold weather.

خشکی پوست می‌تواند در هوای سرد رخ دهد.

apply lotion to prevent chapping.

برای جلوگیری از خشکی پوست، لوسیون استفاده کنید.

chapping often affects the lips.

خشکی پوست اغلب روی لب ها تاثیر می گذارد.

she struggles with chapping in winter.

او در زمستان با خشکی پوست دست و پنجه نرم می‌کند.

chapping can be uncomfortable and painful.

خشکی پوست می تواند ناراحت کننده و دردناک باشد.

he uses a balm to soothe chapping.

او از یک بالم برای تسکین خشکی پوست استفاده می‌کند.

frequent handwashing can lead to chapping.

شستشوی مکرر دست ها می تواند منجر به خشکی پوست شود.

chapping is common among outdoor workers.

خشکی پوست در بین کارگران فضای باز رایج است.

hydration is key to preventing chapping.

هیدراتاسیون کلید پیشگیری از خشکی پوست است.

chapping can be treated with moisturizers.

می توان با استفاده از مرطوب کننده ها به درمان خشکی پوست پرداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید