charcuteries

[ایالات متحده]/ʃɑːrˈkʌtəri/
[بریتانیا]/shar-koo-tuh-ree/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از گوشت‌های عمل‌آوری شده، سوسیس‌ها و سایر محصولات تهیه‌شده از خوک؛ فروشگاهی که چنین اقلامی را می‌فروشد.

عبارات و ترکیب‌ها

charcuterie board

صفحه تشکيلاتي

charcuterie platter

سینی تشکيلاتي

charcuterie selection

انتخاب تشکيلاتي

charcuterie tray

سینی تشکيلاتي

charcuterie spread

گسترده تشکيلاتي

charcuterie items

مواد تشکيلاتي

charcuterie snacks

تنقلات تشکيلاتي

charcuterie cheese

پنیر تشکيلاتي

charcuterie choices

انتخاب هاي تشکيلاتي

charcuterie experience

تجربه تشکيلاتي

جملات نمونه

we enjoyed a beautiful charcuterie board at the picnic.

ما از یک تخته تشکیلات خوشمزه و زیبا در پیک نیک لذت بردیم.

charcuterie is perfect for entertaining guests.

تشکیلات برای پذیرایی از مهمانان عالی است.

she prepared a charcuterie platter with various cheeses and meats.

او یک ظرف تشکیلات با انواع پنیر و گوشت آماده کرد.

we sampled different types of charcuterie at the market.

ما انواع مختلف تشکیلات را در بازار امتحان کردیم.

charcuterie pairs well with red wine.

تشکیلات با شراب قرمز به خوبی همراه می شود.

he loves to make homemade charcuterie for special occasions.

او عاشق درست کردن تشکیلات خانگی برای مناسبت های خاص است.

we learned about the art of charcuterie in our cooking class.

ما هنر تشکیلات را در کلاس آشپزی خود یاد گرفتیم.

charcuterie can be a great starter for dinner.

تشکیلات می تواند یک پیش غذای عالی برای شام باشد.

there are many ways to arrange a charcuterie display.

راه‌های زیادی برای چیدن یک نمایش تشکیلات وجود دارد.

her charcuterie skills impressed everyone at the party.

مهارت های تشکیلات او همه را در مهمانی تحت تاثیر قرار داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید