charismatics

[ایالات متحده]/ˌkærɪzˈmætɪk/
[بریتانیا]/ˌkærɪzˈmætɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. جذاب; دلنشین

عبارات و ترکیب‌ها

charismatic leadership

رهبری کاریزماتیک

جملات نمونه

a stunningly attractive, charismatic man.

یک مرد جذاب، کاریزماتیک و بسیار خوش‌تیپ.

the resurrection of the country under a charismatic leader.

احیای کشور تحت رهبری کاریزماتیک

9.The mysterious, beautiful, charismatic Shin Minah sshi.

9. شین مینا سشی مرموز، زیبا و کاریزماتیک

He was chosen as President because he was a fully qualified,charismatic statesman.

او به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد زیرا یک رجل سیاسی کاملاً واجد شرایط و کاریزماتیک بود.

Charismatic, astute and candid, she is a visionary business thinker who is the perfect keynoter for your convention, meeting or strategic retreat.

خوشاخص، باهوش و رک، او یک متفکر تجاری آینده‌نگر است که سخنران اصلی عالی برای کنوانسیون، جلسه یا بازنشستگی استراتژیک شما است.

Certified ‘masterpieces' by dead composers,manipulated by charismatic star performers for the delectation of an increasingly passive and uninquisitive audience(Will Crutchfield.

«شاهکارهای» تایید شده آهنگسازان درگذشته، دستکاری شده توسط هنرمندان کاریزماتیک برای لذت یک مخاطب رو به طور فزاینده ای منفعل و غیر کنجکاو (ویلی کرچ فیلد).

نمونه‌های واقعی

That will never happen. I'm too charismatic.

هرگز اتفاق نخواهد افتاد. من خیلی کاریزماتیک هستم.

منبع: Modern Family - Season 03

He could be charismatic, even mesmerizing, but also cold and brutal.

او می‌توانست کاریزماتیک، حتی مسحورکننده، اما همچنین سرد و بی‌رحم باشد.

منبع: Steve Jobs Biography

Ducks are very charismatic animals and people think they are cute.

اردک‌ها حیوانات بسیار کاریزماتیک هستند و مردم فکر می‌کنند آنها دوست‌داشتنی هستند.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2021 Collection

He is generally well-respected as a charismatic young man.

او به طور کلی به عنوان یک جوان کاریزماتیک مورد احترام است.

منبع: BBC Listening Collection November 2015

Olaf Schultz is not charismatic at all.

اولاف شولتز اصلاً کاریزماتیک نیست.

منبع: VOA Standard English_Europe

Dark empaths and narcissists are pretty charismatic, too.

همدردی‌های تاریک و خودشیفتگی‌ها نیز نسبتاً کاریزماتیک هستند.

منبع: Psychology Mini Class

Paul is an uncommonly charismatic man.

پل مردی غیرمعمولاً کاریزماتیک است.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Wealthy, charismatic, good looks to match?

ثروتمند، کاریزماتیک، چهره‌ای زیبا هم دارد؟

منبع: TV series Person of Interest Season 3

My client's charming and charismatic on the outside.

مشتری من از بیرون جذاب و کاریزماتیک است.

منبع: Out of Control Season 3

Oh come on! You don't think they're charismatic?

اوه، بیایید! شما فکر نمی‌کنید آنها کاریزماتیک هستند؟

منبع: Vox opinion

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید