chary

[ایالات متحده]/ˈtʃeəri/
[بریتانیا]/ˈtʃeri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محتاط; عاقل; صرفه‌جو; بی‌میل

عبارات و ترکیب‌ها

chary of strangers

ترس از غریبه‌ها

chary of risks

ترس از ریسک‌ها

جملات نمونه

was chary of compliments.

در تعریف کردن محتاط بود.

be chary of strangers

در برابر غریبه ها محتاط باشید.

be chary of one's praise

در مورد تعریف کردن دیگران محتاط باشید.

was chary of the risks involved.

در مورد خطرات احتمالی محتاط بود.

be chary of giving offense

در ایجاد ناراحتی محتاط باشید.

Be chary of catching cold!

مراقب سرما گرفتن باشید!

he was chary with specifics about the script .

او در مورد جزئیات فیلمنامه خیلی محتاط بود.

She started a chary descent of the stairs.

او شروع به پایین آمدن محتاطانه از پله ها کرد.

most people are chary of allowing themselves to be photographed .

اکثر مردم در اجازه دادن به عکاسی از خودشان محتاط هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید