chaseds

[ایالات متحده]/tʃeɪstɪdz/
[بریتانیا]/tʃeɪstɪdz/

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته chase

عبارات و ترکیب‌ها

chaseds dreams

تعقیب رویاها

chaseds success

تعقیب موفقیت

chaseds happiness

تعقیب شادی

chaseds goals

تعقیب اهداف

chaseds opportunities

تعقیب فرصت‌ها

chaseds ambitions

تعقیب جاه‌طلبی‌ها

chaseds passions

تعقیب اشتیاق‌ها

chaseds love

تعقیب عشق

chaseds knowledge

تعقیب دانش

chaseds adventures

تعقیب ماجراجویی‌ها

جملات نمونه

the dog chased the ball across the yard.

سگ توپ را در سراسر حیاط تعقیب کرد.

she chased her dreams of becoming a singer.

او به دنبال تحقق رویای خواننده شدن بود.

the children chased each other around the playground.

کودکان یکدیگر را در اطراف زمین بازی تعقیب کردند.

he chased the bus but missed it by seconds.

او اتوبوس را تعقیب کرد اما در عرض چند ثانیه آن را از دست داد.

the cat chased the mouse under the couch.

گربه موش را زیر مبل تعقیب کرد.

they chased the thief down the street.

آنها دزد را در طول خیابان تعقیب کردند.

the athlete chased the record all season.

ورزشکار در طول فصل به دنبال رکورد بود.

he chased after the opportunity to study abroad.

او به دنبال فرصت تحصیل در خارج از کشور بود.

she chased her siblings around the house for fun.

او برای تفریح خواهر و برادرانش را در اطراف خانه تعقیب کرد.

they chased the sunset while driving along the coast.

آنها هنگام رانندگی در امتداد ساحل، غروب خورشید را تعقیب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید