chaseds dreams
تعقیب رویاها
chaseds success
تعقیب موفقیت
chaseds happiness
تعقیب شادی
chaseds goals
تعقیب اهداف
chaseds opportunities
تعقیب فرصتها
chaseds ambitions
تعقیب جاهطلبیها
chaseds passions
تعقیب اشتیاقها
chaseds love
تعقیب عشق
chaseds knowledge
تعقیب دانش
chaseds adventures
تعقیب ماجراجوییها
the dog chased the ball across the yard.
سگ توپ را در سراسر حیاط تعقیب کرد.
she chased her dreams of becoming a singer.
او به دنبال تحقق رویای خواننده شدن بود.
the children chased each other around the playground.
کودکان یکدیگر را در اطراف زمین بازی تعقیب کردند.
he chased the bus but missed it by seconds.
او اتوبوس را تعقیب کرد اما در عرض چند ثانیه آن را از دست داد.
the cat chased the mouse under the couch.
گربه موش را زیر مبل تعقیب کرد.
they chased the thief down the street.
آنها دزد را در طول خیابان تعقیب کردند.
the athlete chased the record all season.
ورزشکار در طول فصل به دنبال رکورد بود.
he chased after the opportunity to study abroad.
او به دنبال فرصت تحصیل در خارج از کشور بود.
she chased her siblings around the house for fun.
او برای تفریح خواهر و برادرانش را در اطراف خانه تعقیب کرد.
they chased the sunset while driving along the coast.
آنها هنگام رانندگی در امتداد ساحل، غروب خورشید را تعقیب کردند.
chaseds dreams
تعقیب رویاها
chaseds success
تعقیب موفقیت
chaseds happiness
تعقیب شادی
chaseds goals
تعقیب اهداف
chaseds opportunities
تعقیب فرصتها
chaseds ambitions
تعقیب جاهطلبیها
chaseds passions
تعقیب اشتیاقها
chaseds love
تعقیب عشق
chaseds knowledge
تعقیب دانش
chaseds adventures
تعقیب ماجراجوییها
the dog chased the ball across the yard.
سگ توپ را در سراسر حیاط تعقیب کرد.
she chased her dreams of becoming a singer.
او به دنبال تحقق رویای خواننده شدن بود.
the children chased each other around the playground.
کودکان یکدیگر را در اطراف زمین بازی تعقیب کردند.
he chased the bus but missed it by seconds.
او اتوبوس را تعقیب کرد اما در عرض چند ثانیه آن را از دست داد.
the cat chased the mouse under the couch.
گربه موش را زیر مبل تعقیب کرد.
they chased the thief down the street.
آنها دزد را در طول خیابان تعقیب کردند.
the athlete chased the record all season.
ورزشکار در طول فصل به دنبال رکورد بود.
he chased after the opportunity to study abroad.
او به دنبال فرصت تحصیل در خارج از کشور بود.
she chased her siblings around the house for fun.
او برای تفریح خواهر و برادرانش را در اطراف خانه تعقیب کرد.
they chased the sunset while driving along the coast.
آنها هنگام رانندگی در امتداد ساحل، غروب خورشید را تعقیب کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید