chasses

[ایالات متحده]/ʃaːs/
[بریتانیا]/shahs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی رقص اسکیت سریع یا یک حرکت سریع و نرم در رقص.
v. اجرای مرحله رقص شاسه یا حرکت سریع و با ظرافت با سر خوردن پاها.

عبارات و ترکیب‌ها

chasse à courre

شکار با سگ‌ها

chasse aux trésors

شکار گنج

chasse d'eau

تخلیه

chasse gardée

محافظت‌شده

chasse à l'homme

شکار انسان

chasse sous-marine

شکار زیر آب

chasse au volant

شکار با خودرو

chasse aux papillons

شکار پروانه‌ها

chasse à l'ours

شکار خرس

chasse au gibier

شکار وحش

جملات نمونه

they decided to go on a chasse for the weekend.

آنها تصمیم گرفتند برای آخر هفته به یک شکار بروند.

he has a passion for chasse and spends every holiday hunting.

او علاقه زیادی به شکار دارد و هر تعطیلات را صرف شکار می‌کند.

the chasse was successful, and they brought home plenty of game.

شکار موفقیت‌آمیز بود و آنها مقدار زیادی بازی به خانه آوردند.

she joined a local chasse club to meet other enthusiasts.

او برای ملاقات با سایر علاقه مندان به یک باشگاه شکار محلی پیوست.

chasse requires patience and skill to be successful.

برای موفقیت در شکار، صبر و مهارت لازم است.

he learned the art of chasse from his grandfather.

او هنر شکار را از پدربزرگش آموخت.

the thrill of the chasse kept them coming back year after year.

هیجان شکار باعث می‌شد آنها سال به سال بازگردند.

they shared stories of their best chasse experiences around the campfire.

آنها داستان‌های تجربیات شکار خود را در کنار آتش با هم به اشتراک گذاشتند.

chasse can be a great way to connect with nature.

شکار می‌تواند راهی عالی برای ارتباط با طبیعت باشد.

before the chasse, they checked their equipment to ensure everything was ready.

قبل از شکار، آنها تجهیزات خود را بررسی کردند تا مطمئن شوند که همه چیز آماده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید