chattel

[ایالات متحده]/'tʃæt(ə)l/
[بریتانیا]/'tʃætl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اموال منقول؛ بردگان (معمولاً به صورت جمع استفاده می‌شود)
Word Forms
جمعchattels

عبارات و ترکیب‌ها

chattel mortgage

رهن اموال

جملات نمونه

Solving "Goldie Complex" of Chattel Mortgage——On the System Improvement of Chattel Mortgage of Property Law

حل "مجموعه طلایی" وام رهنی اموال - در مورد بهبود سیستم وام رهنی اموال قانون دارایی

In case both parties agree to let the alienator continuously possess the chattel when the real right of a chattel is alienated, the real right shall go into effect upon the effectiveness of the agreement.

در صورتی که هر دو طرف موافقت کنند که مالک اجازه دهد مالک متصرفات به طور مداوم مالکیت واقعی یک متصرفات را به دست آورد، حق واقعی با اثربخشی توافق اجرایی می‌شود.

There are a number of torts against chattels, including trespass against goods, conversion of goods and detinue.

تعداد زیادی از جرایم علیه اموال وجود دارد، از جمله تعرض به کالاها، تبدیل کالاها و حبس.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید