cheesemongers

[ایالات متحده]/ˈçiːz.mɒn.dʒər/
[بریتانیا]/ˈtʃiːzˌmɑːndʒər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که پنیر می‌فروشد؛ یک فروشگاه پنیر.

عبارات و ترکیب‌ها

cheesemonger shop

فروشگاه پنیر

cheesemonger selection

انتخاب پنیر

cheesemonger advice

توصیه های پنیرفروش

cheesemonger special

پنیر ویژه

cheesemonger platter

سینی پنیر

cheesemonger tasting

چشیدن پنیر

cheesemonger service

خدمات پنیرفروشی

cheesemonger expertise

تخصص پنیرفروش

cheesemonger recommendations

توصیه های پنیرفروش

cheesemonger market

بازار پنیر

جملات نمونه

the cheesemonger recommended a sharp cheddar for the party.

چزه‌فروشی یک چدار تیز برای مهمانی پیشنهاد کرد.

she visited the local cheesemonger to find unique cheeses.

او برای یافتن پنیرهای منحصر به فرد از یک فروشنده پنیر محلی بازدید کرد.

the cheesemonger offered a tasting session for customers.

چزه‌فروشی یک جلسه تست طعم برای مشتریان ارائه داد.

he learned about different types of cheese from the cheesemonger.

او در مورد انواع مختلف پنیر از چزه‌فروشی یاد گرفت.

the cheesemonger specializes in artisanal cheeses.

چزه‌فروشی در پنیرهای دست‌ساز تخصص دارد.

at the market, the cheesemonger had a wide selection of cheeses.

در بازار، چزه‌فروشی انتخاب گسترده‌ای از پنیرها داشت.

she asked the cheesemonger for pairing suggestions with wine.

او از چزه‌فروشی در مورد پیشنهادات ترکیبی با شراب سوال کرد.

the cheesemonger explained the aging process of different cheeses.

چزه‌فروشی فرآیند کهکه‌گذاری انواع مختلف پنیر را توضیح داد.

he worked as a cheesemonger in a gourmet shop.

او به عنوان یک چزه‌فروشی در یک مغازه غذایی خاص کار می‌کرد.

the cheesemonger was passionate about cheese making.

چزه‌فروشی نسبت به ساخت پنیر اشتیاق داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید