chemic

[ایالات متحده]/kemɪk/
[بریتانیا]/kay-mik/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به شیمی یا فرآیندهای شیمیایی
n. یک شیمیدان
Word Forms
جمعchemics

عبارات و ترکیب‌ها

chemical reaction

واکنش شیمیایی

chemical compound

ترکیب شیمیایی

chemical formula

فرمول شیمیایی

chemical element

عنصر شیمیایی

chemical bond

پیوند شیمیایی

chemical process

فرآیند شیمیایی

chemical analysis

تجزیه شیمیایی

chemical safety

ایمنی شیمیایی

chemical engineering

مهندسی شیمی

جملات نمونه

the chemic reaction produced a lot of heat.

واکنش شیمیایی مقدار زیادی گرما تولید کرد.

she studied chemic properties in her chemistry class.

او خواص شیمیایی را در کلاس شیمی خود مطالعه کرد.

understanding chemic bonds is essential for chemistry students.

درک پیوندهای شیمیایی برای دانشجویان رشته شیمی ضروری است.

he is conducting a chemic experiment in the lab.

او یک آزمایش شیمیایی در آزمایشگاه انجام می دهد.

they discussed the chemic composition of the new material.

آنها در مورد ترکیب شیمیایی ماده جدید بحث کردند.

the chemic formula for water is h2o.

فرمول شیمیایی آب h2o است.

she is interested in organic chemic reactions.

او به واکنش های شیمیایی آلی علاقه دارد.

he explained the principles of chemic equilibrium.

او اصول تعادل شیمیایی را توضیح داد.

the chemic analysis revealed the presence of toxins.

تجزیه و تحلیل شیمیایی نشان داد که سموم وجود دارند.

they are learning about chemic catalysts in their course.

آنها در حال یادگیری در مورد کاتالیزورهای شیمیایی در دوره خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید