chestnuts

[ایالات متحده]/ˈʧɛstnʌts/
[بریتانیا]/ˈʧɛstnʌts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع فندق؛ آجیل‌های خوراکی از درخت فندق؛ رنگی که شبیه رنگ فندق است؛ درختی که فندق تولید می‌کند؛ اسبی با رنگ قهوه‌ای مایل به قرمز

عبارات و ترکیب‌ها

roasted chestnuts

چرخش دم‌کنی

chestnuts roasting

چرخش دم‌کنی

chestnuts for sale

دم‌کنی برای فروش

chestnuts and cream

دم‌کنی و خامه

chestnuts in syrup

دم‌کنی در شربت

chestnuts soup

سوپ دم‌کنی

chestnuts pie

پای دم‌کنی

sweet chestnuts

دم‌کنی شیرین

chestnuts harvest

برداشت دم‌کنی

chestnuts salad

سالاد دم‌کنی

جملات نمونه

chestnuts are a popular snack in the fall.

فندق‌ها یک خوراکی محبوب در فصل پاییز هستند.

we roasted chestnuts over the open fire.

ما فندق‌ها را روی آتش باز تفت دادیم.

chestnuts can be used in various recipes.

می‌توان از فندق‌ها در دستورالعمل‌های مختلف استفاده کرد.

my grandmother makes delicious chestnut soup.

مادربزرگم سوپ فندق خوشمزه درست می‌کند.

in some cultures, chestnuts symbolize prosperity.

در برخی فرهنگ‌ها، فندق‌ها نماد رونق هستند.

chestnuts are rich in nutrients and low in fat.

فندق‌ها سرشار از مواد مغذی و کم‌چرب هستند.

we enjoyed a picnic with roasted chestnuts.

ما از یک پیک‌نیک با فندق‌های کبابی لذت بردیم.

chestnut trees can grow very tall.

درختان فندق می‌توانند بسیار بلند شوند.

chestnuts are often used in holiday dishes.

اغلب از فندق‌ها در غذاهای تعطیلات استفاده می‌شود.

she loves the sweet taste of chestnuts.

او طعم شیرین فندق‌ها را دوست دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید