big chewer
جویدهنده بزرگ
slow chewer
جویدهنده کند
heavy chewer
جویدهنده سنگین
fast chewer
جویدهنده سریع
regular chewer
جویدهنده معمولی
careful chewer
جویدهنده مراقب
noisy chewer
جویدهنده پر سر و صدا
quiet chewer
جویدهنده آرام
mindful chewer
جویدهنده آگاه
enthusiastic chewer
جویدهنده مشتاق
the chewer made a loud noise while eating.
جویدهنده در حین خوردن صدای بلندی ایجاد کرد.
he is a fast chewer, finishing his food quickly.
او یک جویدهنده سریع است و غذایش را به سرعت تمام می کند.
as a chewer, she enjoys crunchy snacks.
به عنوان یک جویدهنده، او از میان وعده های ترد لذت می برد.
the dog is a notorious chewer of shoes.
سگ به عنوان یک جویدهنده معروف کفش ها است.
being a slow chewer can aid digestion.
جویدن آهسته می تواند به هضم کمک کند.
she is known as a noisy chewer at the dinner table.
او به عنوان یک جویدهنده پر سر و صدا در سر میز شام شناخته می شود.
the chewer preferred tough meat for a challenge.
جویدهنده گوشت سفت را به عنوان یک چالش ترجیح می داد.
a good chewer can enjoy even the toughest foods.
یک جویدهنده خوب می تواند حتی سخت ترین غذاها را نیز از آن لذت ببرد.
her habit as a chewer often annoys others.
عادت او به عنوان یک جویدهنده اغلب دیگران را آزار می دهد.
the chewer savored every bite of the meal.
جویدهنده از هر لقمه غذا لذت برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید