gnasher

[ایالات متحده]/ˈnæʃə/
[بریتانیا]/ˈnæʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. گاز گرفتن (به ویژه در خشم یا درد)، دندان قروچه کردن، دندان‌ها را ساییدن
vi. دندان قروچه کردن؛ دندان‌ها را ساییدن؛ برخورد دندان‌های بالا و پایین
n. عمل دندان قروچه کردن؛ دندان‌های ساییده شده

عبارات و ترکیب‌ها

gnasher teeth

دندان‌های غرش

gnasher grin

لبخند غرش

gnasher attack

حمله غرش

gnasher bite

گزش غرش

gnasher sound

صدای غرش

gnasher jaws

چانه غرش

gnasher style

سبک غرش

gnasher power

قدرت غرش

gnasher force

نیروی غرش

gnasher effect

اثر غرش

جملات نمونه

the gnasher is a crucial part of the predator's teeth.

دندان آسیاب بخش مهمی از دندان‌های شکارچی است.

she felt a sharp pain from her gnasher.

او درد شدیدی از دندان آسیاب خود احساس کرد.

gnasher teeth are designed for tearing flesh.

دندان‌های آسیاب برای پاره کردن گوشت طراحی شده‌اند.

the dentist examined the gnasher for cavities.

دندانپزشک دندان آسیاب را برای بررسی پوسیدگی معاینه کرد.

gnasher injuries can be quite painful.

آسیب‌های دندان آسیاب می‌توانند بسیار دردناک باشند.

he used his gnasher to bite into the tough meat.

او از دندان آسیاب خود برای گاز گرفتن از گوشت سفت استفاده کرد.

the gnasher is an adaptation for carnivorous animals.

دندان آسیاب یک سازگاری برای حیوانات گوشتخوار است.

many mammals have prominent gnasher teeth.

بسیاری از پستانداران دندان‌های آسیاب برجسته‌ای دارند.

she noticed her pet's gnasher was chipped.

او متوجه شد که دندان آسیاب حیوان خانگی‌اش ترک خورده است.

gnasher care is important for overall dental health.

مراقبت از دندان آسیاب برای سلامت دندان کلی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید