chiasma

[ایالات متحده]/kaɪˈæzmə/
[بریتانیا]/kaɪˈæzmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تقاطع یا گذرگاه; تقاطع عصب های بینایی
Word Forms
جمعchiasmas

عبارات و ترکیب‌ها

genetic chiasma

چیاسمای ژنتیکی

meiotic chiasma

چیاسمای میوتیکی

chromosomal chiasma

چیاسمای کروموزومی

chiasma formation

تشکیل چیاسما

chiasma resolution

حل چیاسما

crossing over chiasma

چیاسمای بازآرایی

chiasma frequency

فرکانس چیاسما

interference chiasma

چیاسمای تداخل

chiasma analysis

تجزیه و تحلیل چیاسما

chiasma count

شمارش چیاسما

جملات نمونه

the chiasma in the genetic code is crucial for understanding heredity.

چیاسما در کد ژنتیکی برای درک وراثتگی بسیار مهم است.

during cell division, the chiasma forms between homologous chromosomes.

در طول تقسیم سلولی، چیاسما بین کروموزوم‌های همولوگ تشکیل می‌شود.

researchers are studying the role of chiasma in genetic variation.

محققان نقش چیاسما را در تنوع ژنتیکی مطالعه می‌کنند.

the formation of chiasma is essential for proper meiosis.

تشکیل چیاسما برای میوز مناسب ضروری است.

chiasma can lead to genetic recombination during reproduction.

چیاسما می‌تواند منجر به بازآرایی ژنتیکی در طول تولید مثل شود.

understanding chiasma can help in the study of evolutionary biology.

درک چیاسما می‌تواند به مطالعه زیست‌شناسی تکاملی کمک کند.

chiasma plays a significant role in genetic diversity.

چیاسما نقش مهمی در تنوع ژنتیکی ایفا می‌کند.

scientists observed the chiasma under a microscope.

دانشمندان چیاسما را زیر میکروسکوپ مشاهده کردند.

the presence of chiasma is a sign of successful chromosome pairing.

حضور چیاسما نشانه‌ای از اتصال موفقیت‌آمیز کروموزوم‌ها است.

chiasma formation is a key event in the process of meiosis.

تشکیل چیاسما یک رویداد کلیدی در فرآیند میوز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید