chicnesses

[ایالات متحده]/ˈʃiːknɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈʃiːknɪsɪz/

ترجمه

n. شیک بودن؛ زیبایی مدرن؛ کیفیت شیک بودن

عبارات و ترکیب‌ها

she had chicnesses

چیکنیس‌هایش

all the chicnesses

همه چیکنیس‌ها

such chicnesses

چنین چیکنیس‌هایی

her various chicnesses

چیکنیس‌های مختلف او

displaying chicnesses

نمایش چیکنیس‌ها

remarkable chicnesses

چیکنیس‌های قابل توجه

multiple chicnesses

چند چیکنیس

natural chicnesses

چیکنیس‌های طبیعی

unusual chicnesses

چیکنیس‌های غیرمعمول

innate chicnesses

چیکنیس‌های میلی

جملات نمونه

the boutique showcased multiple designer chicnesses, each collection more sophisticated than the last.

بیوتیک نمایشگاهی چندین چیکنیس طراح را نمایش داد، هر جمعه پیچیدگی بیشتری نسبت به قبل داشت.

paris is renowned for its effortless chicnesses that blend tradition with contemporary fashion.

پاریس به خاطر چیکنیس‌های آن که بدون تلاش ساخته می‌شوند و سنت را با مد معاصر ترکیب می‌کنند معروف است.

her minimalist style embodied several understated chicnesses that never went out of trend.

سبک مینیمالیسم او چندین چیکنیس ناچیز را به خود گرفت که هرگز از موضه خارج نشد.

the fashion week featured diverse urban chicnesses from designers across the globe.

هفته مد با چیکنیس‌های شهری متنوعی از طراحان سراسر جهان همراه بود.

timeless chicnesses often transcend seasonal fashion fluctuations.

چیکنیس‌های بی‌زمانه اغلب تغییرات فصلی مد را رد می‌کنند.

the magazine highlighted refined chicnesses that defined the season's most elegant looks.

مجله چیکنیس‌های رفیعی را که به نمایش گویی‌ترین لباس‌های فصل را دادند، تاکید کرد.

italian fashion is celebrated for its impeccable chicnesses and attention to detail.

مد ایتالیایی به خاطر چیکنیس‌های عالی و توجه به جزئیاتش مورد تقدیر قرار می‌گیرد.

contemporary chicnesses frequently draw inspiration from vintage aesthetics.

چیکنیس‌های معاصر اغلب از زیبایی‌های گذشته الهام می‌گیرند.

the model's multiple chicnesses made her perfect for diverse campaign assignments.

چندین چیکنیس مدل، او را برای انجام کارهای متنوع در کمپین‌ها کامل می‌کرد.

summer collections often embrace relaxed chicnesses suitable for warm climates.

جمعه‌های تابستانی اغلب چیکنیس‌های آزادانه‌ای را که برای آب و هوای گرم مناسب هستند، در خود جای می‌دهند.

scandinavian design is known for its functional yet stylish chicnesses.

طراحی اسکاندی نوی به خاطر چیکنیس‌های عملکردی و گویی‌ترش معروف است.

the actress's red carpet looks demonstrated varied chicnesses throughout her career.

نگاه‌های بازیگر در کاپوت قرمز نشان داد که در طول کاریِش چیکنیس‌های متنوعی داشته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید