| جمع | childbeds |
childbed fever
تب پس از زایمان
childbed rest
استراحت پس از زایمان
childbed recovery
بهبودی پس از زایمان
childbed period
دوره پس از زایمان
childbed symptoms
علائم پس از زایمان
childbed complications
عوارض پس از زایمان
childbed care
مراقبتهای پس از زایمان
childbed hygiene
بهداشت پس از زایمان
childbed support
حمایت پس از زایمان
childbed experience
تجربه پس از زایمان
the mother was in childbed for several days after the delivery.
مادر چندین روز پس از زایمان در حالت پس از زایمان بود.
childbed can be a time of great joy and recovery.
حالت پس از زایمان میتواند دورهای از شادی و بهبودی بزرگ باشد.
she felt a mix of emotions during her childbed period.
او در دوران پس از زایمان خود ترکیبی از احساسات را تجربه کرد.
proper care is essential during childbed.
مراقبت مناسب در دوران پس از زایمان ضروری است.
friends often bring gifts to new mothers in childbed.
دوستان اغلب هدایا برای مادران جدید در حالت پس از زایمان میآورند.
she enjoyed the quiet moments in her childbed.
او از لحظات آرام در حالت پس از زایمان خود لذت برد.
childbed is traditionally a time for rest and bonding.
حالت پس از زایمان به طور سنتی زمانی برای استراحت و پیوند است.
her family supported her during her childbed recovery.
خانوادهاش در دوران بهبودی پس از زایمان از او حمایت کرد.
childbed practices vary across different cultures.
شیوه های پس از زایمان در فرهنگ های مختلف متفاوت است.
she read books to pass the time in childbed.
او برای گذراندن وقت در حالت پس از زایمان کتاب می خواند.
childbed fever
تب پس از زایمان
childbed rest
استراحت پس از زایمان
childbed recovery
بهبودی پس از زایمان
childbed period
دوره پس از زایمان
childbed symptoms
علائم پس از زایمان
childbed complications
عوارض پس از زایمان
childbed care
مراقبتهای پس از زایمان
childbed hygiene
بهداشت پس از زایمان
childbed support
حمایت پس از زایمان
childbed experience
تجربه پس از زایمان
the mother was in childbed for several days after the delivery.
مادر چندین روز پس از زایمان در حالت پس از زایمان بود.
childbed can be a time of great joy and recovery.
حالت پس از زایمان میتواند دورهای از شادی و بهبودی بزرگ باشد.
she felt a mix of emotions during her childbed period.
او در دوران پس از زایمان خود ترکیبی از احساسات را تجربه کرد.
proper care is essential during childbed.
مراقبت مناسب در دوران پس از زایمان ضروری است.
friends often bring gifts to new mothers in childbed.
دوستان اغلب هدایا برای مادران جدید در حالت پس از زایمان میآورند.
she enjoyed the quiet moments in her childbed.
او از لحظات آرام در حالت پس از زایمان خود لذت برد.
childbed is traditionally a time for rest and bonding.
حالت پس از زایمان به طور سنتی زمانی برای استراحت و پیوند است.
her family supported her during her childbed recovery.
خانوادهاش در دوران بهبودی پس از زایمان از او حمایت کرد.
childbed practices vary across different cultures.
شیوه های پس از زایمان در فرهنگ های مختلف متفاوت است.
she read books to pass the time in childbed.
او برای گذراندن وقت در حالت پس از زایمان کتاب می خواند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید