postpartum

[ایالات متحده]/ˌpəʊstˈpɑːtəm/
[بریتانیا]/ˌpoʊstˈpɑrtəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پس از زایمان اتفاق افتاده

عبارات و ترکیب‌ها

postpartum care

مراقبت‌های دوران پس از زایمان

postpartum depression

افسردگی پس از زایمان

postpartum recovery

بهبودی پس از زایمان

postpartum support

حمایت پس از زایمان

postpartum period

دوره پس از زایمان

postpartum weight

وزن پس از زایمان

postpartum exercise

ورزش پس از زایمان

postpartum issues

مشکلات پس از زایمان

postpartum anxiety

اضطراب پس از زایمان

postpartum nutrition

تغذیه پس از زایمان

جملات نمونه

postpartum recovery can take several weeks.

بهبود دوران پس از زایمان می‌تواند چند هفته طول بکشد.

many women experience postpartum depression.

بسیاری از زنان دچار افسردگی پس از زایمان می‌شوند.

postpartum care is essential for new mothers.

مراقبت‌های پس از زایمان برای مادران جدید ضروری است.

she attended a postpartum support group.

او در یک گروه پشتیبانی پس از زایمان شرکت کرد.

postpartum exercise can help regain strength.

ورزش پس از زایمان می‌تواند به بازیافتن قدرت کمک کند.

breastfeeding can impact postpartum weight loss.

شیردهی می‌تواند بر کاهش وزن پس از زایمان تأثیر بگذارد.

postpartum visits to the doctor are important.

بازدیدها پس از زایمان از پزشک مهم هستند.

she learned about postpartum nutrition.

او در مورد تغذیه پس از زایمان اطلاعاتی کسب کرد.

postpartum anxiety is common among new parents.

اضطراب پس از زایمان در بین والدین جدید رایج است.

support from family is crucial during the postpartum period.

حمایت خانواده در دوران پس از زایمان بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید