chili sauce
سس چیلی
chili pepper
فلفل چیلی
chili flakes
پودر چیلی
chili con carne
چیلی کون کارنه
chili oil
روغن چیلی
chili cheese
پنیر چیلی
chili powder
پودر چیلی
chili burger
برگر چیلی
chili dip
دیپ چیلی
chili chicken
مرغ چیلی
she added chili to the soup for extra flavor.
او برای طعم بیشتر، فلفل چیلی به سوپ اضافه کرد.
he loves spicy food, especially dishes with chili.
او عاشق غذاهای تند است، به خصوص غذاهایی که با فلفل چیلی درست شده اند.
chili peppers can vary in heat from mild to extremely hot.
فلفل های چیلی می توانند از ملایم تا بسیار تند، در میزان تندی متفاوت باشند.
they served chili con carne at the party.
آنها چیلی کون کارنه را در مهمانی سرو کردند.
she prefers her tacos with extra chili sauce.
او ترجیح می دهد تاکوهایش را با سس فلفل چیلی بیشتر بخورد.
chili is a common ingredient in many asian cuisines.
فلفل چیلی یک ماده رایج در بسیاری از غذاهای آسیایی است.
he grows his own chili plants in the garden.
او گیاهان فلفل چیلی خود را در باغ پرورش می دهد.
chili flakes can be sprinkled on pizza for added spice.
می توان فلفل چیلی را روی پیتزا برای افزودن طعم تند پاشید.
she enjoys experimenting with different types of chili.
او از آزمایش با انواع مختلف فلفل چیلی لذت می برد.
chili can help boost your metabolism.
فلفل چیلی می تواند به افزایش متابولیسم شما کمک کند.
chili sauce
سس چیلی
chili pepper
فلفل چیلی
chili flakes
پودر چیلی
chili con carne
چیلی کون کارنه
chili oil
روغن چیلی
chili cheese
پنیر چیلی
chili powder
پودر چیلی
chili burger
برگر چیلی
chili dip
دیپ چیلی
chili chicken
مرغ چیلی
she added chili to the soup for extra flavor.
او برای طعم بیشتر، فلفل چیلی به سوپ اضافه کرد.
he loves spicy food, especially dishes with chili.
او عاشق غذاهای تند است، به خصوص غذاهایی که با فلفل چیلی درست شده اند.
chili peppers can vary in heat from mild to extremely hot.
فلفل های چیلی می توانند از ملایم تا بسیار تند، در میزان تندی متفاوت باشند.
they served chili con carne at the party.
آنها چیلی کون کارنه را در مهمانی سرو کردند.
she prefers her tacos with extra chili sauce.
او ترجیح می دهد تاکوهایش را با سس فلفل چیلی بیشتر بخورد.
chili is a common ingredient in many asian cuisines.
فلفل چیلی یک ماده رایج در بسیاری از غذاهای آسیایی است.
he grows his own chili plants in the garden.
او گیاهان فلفل چیلی خود را در باغ پرورش می دهد.
chili flakes can be sprinkled on pizza for added spice.
می توان فلفل چیلی را روی پیتزا برای افزودن طعم تند پاشید.
she enjoys experimenting with different types of chili.
او از آزمایش با انواع مختلف فلفل چیلی لذت می برد.
chili can help boost your metabolism.
فلفل چیلی می تواند به افزایش متابولیسم شما کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید