feeling hot
احساس گرما
hot weather
آب و هوای گرم
hot soup
سوپ داغ
hot tea
چای داغ
hot coffee
قهوه داغ
hot and spicy
تند و داغ
hot day
روز داغ
hot climate
آب و هوای گرم
hot and cold
داغ و سرد
hot topic
موضوع داغ
hot spot
نقطه داغ
hot air
هوای گرم
hot rolling
نورد گرم
hot summer
تابستان داغ
hot metal
فلز داغ
hot spring
چشمه آب گرم
hot issue
مسئله داغ
hot rolled
نورد شده داغ
get hot
گرم شدن
hot melt
ریختهگری داغ
so hot
خیلی داغ
hot point
نقطه داغ
hot plate
صفحه داغ
in hot water
در آب داغ
hot dip
غوطهور شدن داغ
hot dog
سوسیس داغ
hot on the trail.
در حال تعقیب ردپا
It was a hot summer.
تابستان بسیار گرمی بود.
hot peppers; a hot curry.
فلفل تند؛ کاری تند
a hot new book; a hot topic.
یک کتاب جدید داغ؛ یک موضوع داغ
It was really hot in the sauna.
در سونا واقعاً گرم بود.
a footlong hot dog.
یک هات داگ به طول یک فوت.
hot and arid conditions.
شرایط گرم و خشک
serve hot or cold.
داغ یا سرد سرو کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید