chimps

[ایالات متحده]/tʃɪmps/
[بریتانیا]/tʃɪmps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع شامپانزه؛ میمون‌های بزرگ آفریقایی.

عبارات و ترکیب‌ها

smart chimps

خرد سیرنجان

wild chimps

سیرنجان وحشی

young chimps

سیرنجان جوان

friendly chimps

سیرنجان دوستانه

playful chimps

سیرنجان بازیگوش

curious chimps

سیرنجان کنجکاو

social chimps

سیرنجان اجتماعی

endangered chimps

سیرنجان در معرض خطر

trained chimps

سیرنجان آموزش دیده

adult chimps

سیرنجان بالغ

جملات نمونه

chimps are known for their intelligence.

میمن‌ها به خاطر هوش خود شناخته شده‌اند.

many chimps live in social groups.

بسیاری از میمون‌ها در گروه‌های اجتماعی زندگی می‌کنند.

chimps use tools to obtain food.

میمون‌ها برای به دست آوردن غذا از ابزار استفاده می‌کنند.

watching chimps can be fascinating.

تماشای میمون‌ها می‌تواند جذاب باشد.

chimps communicate with various sounds.

میمون‌ها با صداهای مختلف ارتباط برقرار می‌کنند.

researchers study chimps to learn about evolution.

محققان میمون‌ها را برای یادگیری در مورد تکامل مطالعه می‌کنند.

chimps exhibit complex social behaviors.

میمون‌ها رفتارهای اجتماعی پیچیده‌ای نشان می‌دهند.

chimps can show emotions similar to humans.

میمون‌ها می‌توانند احساساتی شبیه به انسان‌ها نشان دهند.

conservation efforts are essential for chimps.

تلاش‌های حفاظتی برای میمون‌ها ضروری است.

chimps are closely related to humans.

میمون‌ها ارتباط نزدیکی با انسان‌ها دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید