monkey

[ایالات متحده]/'mʌŋkɪ/
[بریتانیا]/'mʌŋki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پستانداری که معمولاً دم بلندی دارد و بازیگوش و شیطان است

عبارات و ترکیب‌ها

cheeky monkey

میمون بازیگوش

monkey business

حرف‌های بی‌اساس

monkey king

پادشاه میمون

golden monkey

میمون طلایی

monkey tricks

ترفندهای میمونی

monkey wrench

آچار فرانسه

rhesus monkey

میمون رزوس

monkey with

میمون با

monkey bars

میله‌های بارفیکس

monkey island

جزیره میمون‌ها

proboscis monkey

میمون بینی‌عسلی

جملات نمونه

the monkey people of the forest

مردم میمون‌وار جنگل

a monkey's prehensile tail.

دم گرفتنه‌دار میمون

don't monkey with that lock!.

با آن قفل ور نرو!

The monkey made some antics.

میمون اداهای مختلفی کرد.

They made a monkey out of him.

آنها از او به ریشخند درآوردند.

have a monkey on one's back.

نگاه کردن به کسی که مشکل دارد.

My monkey doesn't bite.

میمون من گاز نمی‌گیرد.

The monkey is hopping on the trees.

میمون روی درخت‌ها می‌پرد.

The monkey was swinging in the tree.

میمون در درخت تاب می‌خورد.

it's brass monkey weather tonight.

امشب هوا مثل آب برنجی است.

He threw a monkey wrench into our plans.

او یک آچار میمون به برنامه‌های ما انداخت.

The monkeys were screeching in the trees.

میمن‌ها در درختان جیغ می‌کشیدند.

Stop monkeying about with the machine!

با ماشین ور رفتن را متوقف کنید!

The baby monkey clung to its mother.

میمون بچه به مادرش چسبیده بود.

Monkeys groom each other.

میمن‌ها همدیگر را تمیز می‌کنند.

A monkey has a prehensile tail.

یک میمون دارای دم گرفتنه‌دار است.

The monkey's skin has a rough feel.

پوست میمون حس خشن دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید