chinkara

[ایالات متحده]/[ˈtʃɪŋkərə]/
[بریتانیا]/[ˈtʃɪŋkərə]/

ترجمه

n. یک گوزن کوچک و باریک که در هند و بخش‌هایی از پاکستان یافت می‌شود؛ پشم گوزن.

عبارات و ترکیب‌ها

see chinkara

چینکارا را ببین

chinkara graze

چینکارا گریز

hunting chinkara

چینکارا شکار

chinkara tracks

پیگیری چینکارا

find chinkara

چینکارا را پیدا کن

chinkara leap

پرتاب چینکارا

chinkara herd

گردهمایی چینکارا

chinkara run

چینکارا بدوید

spot chinkara

چینکارا را پیدا کن

chinkara roam

چینکارا در برد می‌گردد

جملات نمونه

the chinkara gracefully leaped over the fallen log.

چینکارا به طور ظریف از روی چوب افتاده پرید.

we spotted a chinkara grazing in the open savanna.

ما یک چینکارا را در سافری باز در حال گردو زدن دیدیم.

the chinkara's coat provided excellent camouflage in the dry scrub.

پوست چینکارا در کنار گیاهان خشک، پوشش بسیار خوبی ارائه می‌داد.

researchers are studying the chinkara population dynamics.

پژوهشگران دینامیک جمعیت چینکارا را مطالعه می‌کنند.

a lone chinkara cautiously approached the waterhole.

یک چینکارا تنها با احتیاط به چاه آب نزدیک شد.

the chinkara's antlers were small but impressive.

شاخ‌های چینکارا کوچک بودند اما جالب بودند.

local communities often coexist peacefully with the chinkara.

جامعه‌های محلی اغلب با چینکارا به صلح زندگی می‌کنند.

we observed a chinkara family moving through the undergrowth.

ما یک خانواده چینکارا را در حال حرکت در زیر درختان دیدیم.

the chinkara's diet consists mainly of grasses and shrubs.

خوراک چینکارا از علف‌ها و درختچه‌ها تشکیل شده است.

protecting the chinkara habitat is crucial for its survival.

حفاظت از محیط زیست چینکارا برای حیات آن ضروری است.

the camera trap captured images of a chinkara at night.

کامерای گِل‌گِذار تصاویری از یک چینکارا در شب ضبط کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید