chino

[ایالات متحده]/'tʃiːnəʊ/
[بریتانیا]/ˈtʃino/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه کتان تویل با پایان براق، شلوار پارچه تویل
adj. ساخته شده از پارچه تویل
Word Forms
جمعchinos

عبارات و ترکیب‌ها

chino pants

شلوار چینو

chino fabric

پارچه چینو

chino style

استایل چینو

جملات نمونه

He ordered a chino latte at the cafe.

او یک لاته چینو در کافه سفارش داد.

She prefers to wear chinos to work.

او ترجیح می‌دهد برای کار از شلوارهای چینو استفاده کند.

The chino fabric is soft and comfortable.

پارچه چینو نرم و راحت است.

They serve delicious chino desserts at this restaurant.

آنها دسرهای چینو خوشمزه در این رستوران سرو می‌کنند.

He paired his chinos with a casual t-shirt.

او شلوارهای چینو خود را با یک تی‌شرت معمولی ست کرد.

She enjoys sipping on a chino while reading a book.

او از نوشیدن یک چینو در حالی که کتاب می‌خواند لذت می‌برد.

The barista made a heart shape in the foam of the chino.

بارista یک شکل قلب در کف چینو درست کرد.

Chinos are a versatile wardrobe staple for many people.

چینو یک عنصر ضروری و متنوع در کمد لباس بسیاری از مردم است.

He rolled up the cuffs of his chinos for a more casual look.

او برای داشتن ظاهری غیررسمی، حاشیه‌های شلوارهای چینو خود را تا کرد.

She added a cinnamon sprinkle on top of her chino.

او کمی دارچین روی چینو خود ریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید