chipmunk

[ایالات متحده]/ˈtʃɪpmʌŋk/
[بریتانیا]/ˈtʃɪpmʌŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جوندۀ کوچک و راه‌راه از خانواده Sciuridae که به خاطر کیسه‌های گونه‌اش شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

chipmunk sound

صدای سنجاب خاکستری

chipmunk habitat

زیستگاه سنجاب خاکستری

chipmunk behavior

رفتار سنجاب خاکستری

chipmunk diet

غذای سنجاب خاکستری

chipmunk family

خانواده سنجاب خاکستری

chipmunk burrow

لانه سنجاب خاکستری

chipmunk population

جمعیت سنجاب خاکستری

chipmunk fur

پوشش سنجاب خاکستری

chipmunk feeding

تغذیه سنجاب خاکستری

chipmunk games

بازی‌های سنجاب خاکستری

جملات نمونه

the chipmunk scurried across the path.

سنجاب‌دوکی به سرعت از مسیر عبور کرد.

we saw a chipmunk gathering nuts.

ما یک سنجاب‌دوکی را دیدیم که در حال جمع‌آوری گردو است.

chipmunks are known for their cheek pouches.

سنجاب‌دوکی‌ها به دلیل گونه‌های پف‌دارشان مشهور هستند.

the chipmunk chirped happily in the trees.

سنجاب‌دوکی با خوشحالی در درختان جیک جیک کرد.

my favorite animal is the chipmunk.

حیوان مورد علاقه من سنجاب‌دوکی است.

chipmunks are often found in gardens.

سنجاب‌دوکی‌ها اغلب در باغ‌ها یافت می‌شوند.

the children enjoyed watching the chipmunk.

بچه‌ها از تماشای سنجاب‌دوکی لذت بردند.

chipmunks hibernate during the winter months.

سنجاب‌دوکی‌ها در ماه‌های زمستان در حالت hibernation (خواب زمستانی) قرار می‌گیرند.

we placed food outside to attract the chipmunk.

ما برای جذب سنجاب‌دوکی، غذا را بیرون قرار دادیم.

the chipmunk peeked out from behind a rock.

سنجاب‌دوکی از پشت یک سنگ سرک کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید