chiromancer

[ایالات متحده]/ˈkaɪrəʊˌmænsə/
[بریتانیا]/ˈkaɪroʊˌmænsər/

ترجمه

n. شخصی که خطوط دست را می‌خواند

عبارات و ترکیب‌ها

famous chiromancer

خیره‌نگر مشهور

chiromancer reading

خواندن فال توسط خیره‌نگر

professional chiromancer

خيره‌نگر حرفه‌ای

experienced chiromancer

خيره‌نگر با تجربه

chiromancer skills

مهارت‌های خیره‌نگر

chiromancer advice

مشاوره خیره‌نگر

chiromancer techniques

تکنیک‌های خیره‌نگر

chiromancer insights

بینش‌های خیره‌نگر

local chiromancer

خيره‌نگر محلی

chiromancer consultation

مشاوره با خیره‌نگر

جملات نمونه

the chiromancer predicted a bright future for me.

پیشگوپیش‌بینی کرد آینده‌ای روشن برای من وجود دارد.

many people visit a chiromancer for guidance.

بسیاری از مردم برای راهنمایی پیشگو را ملاقات می‌کنند.

she was fascinated by the chiromancer's skills.

او مجذوب مهارت‌های پیشگو بود.

my friend consulted a chiromancer last week.

دوست من هفته گذشته با پیشگو مشورت کرد.

the chiromancer's insights were surprisingly accurate.

بینش‌های پیشگو به طرز شگفت‌انگیزی دقیق بودند.

after seeing the chiromancer, she felt more confident.

بعد از ملاقات با پیشگو، او احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.

the chiromancer used her intuition to interpret the lines.

پیشگو از شهود خود برای تفسیر خطوط استفاده کرد.

people often ask the chiromancer about love and career.

مردم اغلب از پیشگو در مورد عشق و شغل می‌پرسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید