denier

[ایالات متحده]/dɪˈnɪə/
[بریتانیا]/dɪˈnɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که انکار می‌کند؛ یک سکه قدیمی فرانسوی؛ مقدار بسیار کمی پول؛ مقدار بسیار کمی

عبارات و ترکیب‌ها

climate denier

منکر تغییرات آب و هوایی

climate change denier

منکر تغییرات اقلیمی

climate science denier

منکر علم اقلیم

climate action denier

منکر اقدام در مورد تغییرات آب و هوایی

global warming denier

منکر گرمایش جهانی

environmental denier

منکر محیط زیست

science denier

منکر علم

fact denier

منکر حقایق

evidence denier

منکر مدارک

truth denier

منکر حقیقت

جملات نمونه

he is a climate change denier.

او یک انکار کننده تغییرات آب و هوایی است.

many deniers refuse to accept the evidence.

بسیاری از انکارکنندگان از پذیرش مدارک امتناع می کنند.

she called him a denier of basic human rights.

او او را به عنوان انکار کننده حقوق اساسی بشر معرفی کرد.

the denier movement is gaining traction.

جنبش انکارکنندگان در حال افزایش محبوبیت است.

he is a denier of historical facts.

او یک انکار کننده حقایق تاریخی است.

some people are deniers of scientific consensus.

برخی از افراد انکار کننده اجماع علمی هستند.

as a denier, he dismissed all opposing views.

به عنوان یک انکار کننده، او تمام دیدگاه های مخالف را رد کرد.

the denier rhetoric can be quite damaging.

زبان انکار می تواند بسیار مضر باشد.

she was labeled a denier by her peers.

همکاران او را به عنوان یک انکار کننده معرفی کردند.

his denial of facts makes him a denier.

انکار او از حقایق او را به یک انکار کننده تبدیل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید