chis

[ایالات متحده]/kaɪ/
[بریتانیا]/kaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بیست و دومین حرف الفبای یونانی

عبارات و ترکیب‌ها

chis in

چیز درون

chis out

چیز بیرون

chis up

چیز بالا

chis down

چیز پایین

chis away

چیز دور

chis around

چیز اطراف

chis through

چیز از طریق

chis over

چیز روی

chis before

چیز قبل

chis after

چیز بعد

جملات نمونه

she always chis in the kitchen.

او همیشه در آشپزخانه چیس می‌کند.

he chis his way through the crowd.

او راه خود را از میان جمعیت چیس می‌کند.

the artist chis beautiful sculptures.

هنرمند مجسمه‌های زیبا را چیس می‌کند.

they chis their plans carefully.

آنها برنامه‌های خود را با دقت چیس می‌کنند.

she chis her thoughts on paper.

او افکار خود را روی کاغذ می‌چیسد.

he chis a great job at work.

او در محل کار کار عالی انجام می‌دهد.

we need to chis the project deadline.

ما باید مهلت پروژه را چیس کنیم.

she chis her nails every week.

او هر هفته ناخن‌های خود را چیس می‌کند.

he chis the furniture to fit the room.

او مبلمان را برای متناسب شدن با اتاق چیس می‌کند.

they chis a new path in the forest.

آنها یک مسیر جدید در جنگل چیس می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید