chips

[ایالات متحده]/tʃɪps/
[بریتانیا]/tʃɪps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سیب‌زمینی سرخ‌کرده؛ تکه‌های کوچک چوب؛ توکن‌های گرد استفاده شده برای شرط‌بندی؛ شیارها یا شکستگی‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

potato chips

چیپس سیب زمینی

tortilla chips

چیپس تورتیلا

fish and chips

ماهی و سیب زمینی سرخ کرده

chips and salsa

چیپس و سالسا

chips ahoy

چیپس آهوی

chips on shoulder

حسادت

sweet potato chips

چیپس سیب زمینی شیرین

chips bag

کیسه چیپس

chips dip

دیپ چیپس

chips maker

دستگاه تولید چیپس

جملات نمونه

she ordered a plate of chips at the restaurant.

او یک بشقاب سیب‌زمینی سرخ‌کرده در رستوران سفارش داد.

he loves to snack on potato chips while watching movies.

او عاشق خوردن سیب‌زمینی سرخ‌کرده هنگام تماشای فیلم است.

we need to buy some chips for the party.

ما باید برای مهمانی کمی سیب‌زمینی سرخ‌کرده بخریم.

they served fish and chips at the seaside cafe.

آنها ماهی و سیب‌زمینی سرخ‌کرده در کافه کنار دریا سرو کردند.

she prefers tortilla chips with salsa.

او ترجیح می‌دهد سیب‌زمینی سرخ‌کرده تورتیلا با سالسا بخورد.

he accidentally spilled the chips all over the floor.

او به طور تصادفی سیب‌زمینی سرخ‌کرده را روی زمین ریخت.

do you want to share a bag of chips?

آیا می‌خواهید یک بسته سیب‌زمینی سرخ‌کرده با من به اشتراک بگذارید؟

they are making homemade chips in the kitchen.

آنها در حال درست کردن سیب‌زمینی سرخ‌کرده خانگی در آشپزخانه هستند.

i prefer baked chips over fried ones.

من سیب‌زمینی سرخ‌کرده پخته شده را به جای سرخ شده ترجیح می‌دهم.

she dipped her chips in guacamole.

او سیب‌زمینی سرخ‌کرده خود را در گواکاموله زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید