chives

[ایالات متحده]/tʃaɪvz/
[بریتانیا]/tʃaɪvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پیاز با برگ‌های بلند، نازک و سبز که به عنوان گیاه دارویی استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

chives salad

سالاد جعفری

chives butter

كره جعفري

chives dip

دیپ جعفری

chives omelette

املت جعفری

chives soup

سوپ جعفری

chives cream

خامه جعفری

chives garnish

تزيين جعفري

chives oil

روغن جعفری

chives flavor

طعم جعفري

chives bread

نان جعفري

جملات نمونه

chives add a fresh flavor to salads.

نعناع چای به طعم تازه ای به سالادها اضافه می کند.

she chopped the chives for the soup.

او نعناع چای را برای سوپ خرد کرد.

chives are often used as a garnish.

از نعناع چای اغلب به عنوان زینت استفاده می شود.

you can grow chives in your garden.

شما می توانید نعناع چای را در باغ خود بکارید.

chives pair well with cream cheese.

نعناع چای با پنیر خامه‌ای خوب می شود.

he sprinkled chives on top of the baked potatoes.

او نعناع چای را روی سیب زمینی پخته شده ریخت.

chives are rich in vitamins and minerals.

نعناع چای سرشار از ویتامین ها و مواد معدنی است.

we should include chives in our recipe.

ما باید نعناع چای را در دستور العمل خود بگنجانیم.

chives can be used in omelets for extra flavor.

می توان از نعناع چای در املت برای طعم بیشتر استفاده کرد.

she loves to grow chives in her herb garden.

او عاشق پرورش نعناع چای در باغ گیاهی خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید