chlorides

[ایالات متحده]/ˈklɔːraɪdz/
[بریتانیا]/ˈklɔːrɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترکیباتی که توسط ترکیب کلر با عنصر دیگر تشکیل می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

calcium chlorides

کلرید کلسیم

sodium chlorides

کلرید سدیم

potassium chlorides

کلرید پتاسیم

magnesium chlorides

کلرید منیزیم

ammonium chlorides

کلرید آمونیوم

iron chlorides

کلرید آهن

zinc chlorides

کلرید روی

copper chlorides

کلرید مس

barium chlorides

کلرید باریم

lithium chlorides

کلرید لیتیوم

جملات نمونه

chlorides are commonly found in seawater.

کلریدها معمولاً در آب دریا یافت می‌شوند.

some chlorides are used as food preservatives.

برخی از کلریدها به عنوان نگهدارنده غذا استفاده می‌شوند.

chlorides can affect the corrosion rate of metals.

کلریدها می‌توانند بر سرعت خوردگی فلزات تأثیر بگذارند.

calcium chlorides are often used for de-icing roads.

کلرید کلسیم اغلب برای رفع یخ‌زدگی جاده‌ها استفاده می‌شود.

excessive chlorides in water can harm aquatic life.

کلرید بیش از حد در آب می‌تواند به حیات آبزیان آسیب برساند.

chlorides are important in the chemical industry.

کلریدها در صنعت شیمیایی مهم هستند.

sodium chlorides are essential for human health.

کلرید سدیم برای سلامتی انسان ضروری است.

we need to test the chlorides in the soil.

ما باید کلریدها را در خاک آزمایش کنیم.

chlorides can be harmful in high concentrations.

کلریدها می‌توانند در غلظت بالا مضر باشند.

laboratories often analyze chlorides in samples.

آزمایشگاه‌ها اغلب کلریدها را در نمونه‌ها تجزیه و تحلیل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید