ions

[ایالات متحده]/[ˈaɪənz]/
[بریتانیا]/[ˈaɪənz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اتم‌ها یا مولکول‌هایی با بار الکتریکی؛ (شیمی) ذره‌ای که از از دست دادن یا کسب الکترون‌ها توسط یک اتم یا مولکول تشکیل می‌شود؛ (فیزیک) ذره‌ای با بار الکتریکی

عبارات و ترکیب‌ها

ions in solution

یون‌ها در محلول

ionic bonding

پیوند یونی

ions released

یون‌های آزاد شده

ions exchange

تبادل یون‌ها

ionic compounds

ترکیبات یونی

ions detected

یون‌های شناسایی شده

ions migrate

مهاجرت یون‌ها

ions present

وجود یون‌ها

ionic radius

شعاع یونی

ions formed

یون‌های تشکیل شده

جملات نمونه

the ions in the solution were positively charged.

ایون‌های در محلول به طور مثبت باردار بودند.

we studied the movement of ions across the membrane.

ما حرکت ایون‌ها از طریق غشای را مطالعه کردیم.

the experiment measured the concentration of ions.

این آزمایش غلظت ایون‌ها را اندازه گرفت.

the presence of ions affected the conductivity.

وجود ایون‌ها رسانایی را تحت تأثیر قرار داد.

the device detects changes in ion concentration.

این دستگاه تغییرات در غلظت ایون‌ها را تشخیص می‌دهد.

the ions migrated towards the cathode.

ایون‌ها به سمت کاتод مهاجرت کردند.

the water contained a high concentration of ions.

این آب دارای غلظت بالایی از ایون‌ها بود.

the process involved the exchange of ions.

این فرآیند شامل تبادل ایون‌ها بود.

the analysis identified several different ions.

این تحلیل چند نوع ایون متفاوت را شناسایی کرد.

the battery relies on the movement of ions.

باتری به حرکت ایون‌ها بستگی دارد.

the sensor measures the activity of ions.

این سنسور فعالیت ایون‌ها را اندازه می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید