The choirmaster led the choir in a beautiful rendition of the hymn.
رهبر گروه همسرایان، گروه را در اجرای زیبا و دلنشین سرود هدایت کرد.
The choirmaster conducted a rehearsal to prepare for the upcoming performance.
رهبر گروه همسرایان، برای آمادگی برای اجرای آینده، یک تمرین رهبری کرد.
The choirmaster trained the singers to improve their vocal skills.
رهبر گروه همسرایان، برای بهبود مهارتهای آوازی، خوانندگان را آموزش داد.
The choirmaster selected a variety of songs for the choir to perform.
رهبر گروه همسرایان، مجموعهای متنوع از آهنگها را برای اجرا توسط گروه انتخاب کرد.
The choirmaster encouraged the choir members to practice regularly.
رهبر گروه همسرایان، اعضای گروه را تشویق کرد تا به طور منظم تمرین کنند.
The choirmaster inspired the singers with his passion for music.
رهبر گروه همسرایان، با اشتیاق خود به موسیقی، خوانندگان را الهام بخشید.
The choirmaster organized a fundraising concert for the choir.
رهبر گروه همسرایان، یک کنسرت جمعآوری کمکهای مالی برای گروه برگزار کرد.
The choirmaster collaborated with a composer to create new music for the choir.
رهبر گروه همسرایان، با یک آهنگساز همکاری کرد تا موسیقی جدیدی برای گروه ایجاد کند.
The choirmaster provided feedback to the singers to help them improve their performance.
رهبر گروه همسرایان، به خوانندگان بازخورد داد تا به آنها کمک کند عملکرد خود را بهبود بخشند.
The choirmaster guided the choir through challenging musical pieces.
رهبر گروه همسرایان، گروه را در طول قطعات موسیقی چالشبرانگیز راهنمایی کرد.
The choirmaster led the choir in a beautiful rendition of the hymn.
رهبر گروه همسرایان، گروه را در اجرای زیبا و دلنشین سرود هدایت کرد.
The choirmaster conducted a rehearsal to prepare for the upcoming performance.
رهبر گروه همسرایان، برای آمادگی برای اجرای آینده، یک تمرین رهبری کرد.
The choirmaster trained the singers to improve their vocal skills.
رهبر گروه همسرایان، برای بهبود مهارتهای آوازی، خوانندگان را آموزش داد.
The choirmaster selected a variety of songs for the choir to perform.
رهبر گروه همسرایان، مجموعهای متنوع از آهنگها را برای اجرا توسط گروه انتخاب کرد.
The choirmaster encouraged the choir members to practice regularly.
رهبر گروه همسرایان، اعضای گروه را تشویق کرد تا به طور منظم تمرین کنند.
The choirmaster inspired the singers with his passion for music.
رهبر گروه همسرایان، با اشتیاق خود به موسیقی، خوانندگان را الهام بخشید.
The choirmaster organized a fundraising concert for the choir.
رهبر گروه همسرایان، یک کنسرت جمعآوری کمکهای مالی برای گروه برگزار کرد.
The choirmaster collaborated with a composer to create new music for the choir.
رهبر گروه همسرایان، با یک آهنگساز همکاری کرد تا موسیقی جدیدی برای گروه ایجاد کند.
The choirmaster provided feedback to the singers to help them improve their performance.
رهبر گروه همسرایان، به خوانندگان بازخورد داد تا به آنها کمک کند عملکرد خود را بهبود بخشند.
The choirmaster guided the choir through challenging musical pieces.
رهبر گروه همسرایان، گروه را در طول قطعات موسیقی چالشبرانگیز راهنمایی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید