chrisoms

[ایالات متحده]/ˈkrɪzəm/
[بریتانیا]/ˈkrɪzəm/

ترجمه

n. پارچه یا ردا سفید که برای تعمید نوزاد استفاده می‌شود؛ یک نوزاد؛ یک نوزاد

عبارات و ترکیب‌ها

chrisom baby

نوزاد کریسوم

chrisom cloth

پارچه کریسوم

chrisom candle

شمع کریسوم

chrisom gown

لباس کریسوم

chrisom water

آب کریسوم

chrisom rite

آیین کریسوم

chrisom ceremony

مراسم کریسوم

chrisom blessing

برکت کریسوم

chrisom tradition

آداب و رسوم کریسوم

chrisom faith

ایمان کریسوم

جملات نمونه

the baby was wrapped in a chrisom after birth.

نوزاد پس از تولد در پارچه کریزم پیچیده شده بود.

in ancient times, a chrisom was used to signify purity.

در زمان‌های قدیم، کریزم برای نشان دادن خلوص استفاده می‌شد.

the chrisom was a symbol of the child's baptism.

کریزم نمادی از غسل تعمید کودک بود.

she wore a chrisom during the ceremonial event.

او در طول مراسم، کریزم پوشید.

the old book described the significance of a chrisom.

کتاب قدیمی اهمیت کریزم را شرح می‌داد.

families often kept the chrisom as a cherished memory.

خانواده‌ها اغلب کریزم را به عنوان خاطره‌ای گرامی حفظ می‌کردند.

he explained the tradition of using a chrisom for newborns.

او سنت استفاده از کریزم برای نوزادان را توضیح داد.

the chrisom was beautifully embroidered with symbols.

کریزم به زیبایی با نمادها گلدوزی شده بود.

they chose a white chrisom for the baptism ceremony.

آنها یک کریزم سفید برای مراسم غسل تعمید انتخاب کردند.

in folklore, the chrisom carried protective properties.

در فولکلور، کریزم دارای خواص محافظتی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید