chromas

[ایالات متحده]/ˈkrəʊ.mə/
[بریتانیا]/ˈkroʊ.mə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خلوص یا شدت یک رنگ؛ درجه تمرکز یک رنگ

عبارات و ترکیب‌ها

chroma key

کلیدکروم

chroma subsampling

نمونه‌برداری کروم

high chroma

کروم بالا

chroma range

محدوده کروم

chroma adjustment

تنظیم کروم

chroma value

مقدار کروم

chroma space

فضای کروم

chroma effect

اثر کروم

chroma filter

فیلتر کروم

chroma intensity

شدت کروم

جملات نمونه

the artist used a vibrant chroma in her painting.

هنرمند از یک کرومای زنده در نقاشی خود استفاده کرد.

chroma plays a vital role in digital imaging.

کرومای نقش حیاتی در تصویربرداری دیجیتال ایفا می‌کند.

adjusting the chroma can enhance the photo's quality.

تنظیم کرومای می تواند کیفیت عکس را بهبود بخشد.

the chroma of the fabric was stunning.

کرومای پارچه خیره‌کننده بود.

he studied chroma in his art class.

او کروم را در کلاس هنر خود مطالعه کرد.

chroma can affect our perception of colors.

کرومای می‌تواند بر درک ما از رنگ‌ها تأثیر بگذارد.

she selected a chroma that matched the theme.

او یک کرومایی را انتخاب کرد که با موضوع مطابقت داشت.

in video production, chroma keying is essential.

در تولید ویدئو، کلیدینگ کرومای ضروری است.

the software allows you to adjust the chroma levels.

نرم افزار به شما امکان می دهد سطح کروم را تنظیم کنید.

understanding chroma is important for graphic design.

درک کروم برای طراحی گرافیک مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید