chromatics

[ایالات متحده]/krəʊˈmætɪks/
[بریتانیا]/kroʊˈmætɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه رنگ‌ها؛ نظریه رنگ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

color chromatics

رنگ‌نگاری

light chromatics

نگارگری نور

visual chromatics

نگارگری بصری

dynamic chromatics

نگارگری پویایی

colorful chromatics

رنگی رنگی

digital chromatics

نگارگری دیجیتال

artistic chromatics

نگارگری هنری

subtle chromatics

نگارگری ظریف

advanced chromatics

نگارگری پیشرفته

theoretical chromatics

نگارگری نظری

جملات نمونه

chromatics play a vital role in art and design.

رنگ‌شناسی نقش حیاتی در هنر و طراحی ایفا می‌کند.

the study of chromatics can enhance visual perception.

مطالعه رنگ‌شناسی می‌تواند درک بصری را افزایش دهد.

understanding chromatics helps in creating effective marketing materials.

درک رنگ‌شناسی به ایجاد مواد بازاریابی موثر کمک می‌کند.

artists often experiment with chromatics to evoke emotions.

هنرمندان اغلب با رنگ‌ها آزمایش می‌کنند تا احساسات را برانگیزند.

chromatics can influence consumer behavior significantly.

رنگ‌شناسی می‌تواند به طور قابل توجهی بر رفتار مصرف‌کننده تأثیر بگذارد.

in photography, chromatics affect the overall mood of an image.

در عکاسی، رنگ‌ها حال و هوای کلی یک تصویر را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

teachers use chromatics to explain color theory to students.

معلمان از رنگ‌ها برای توضیح تئوری رنگ به دانش‌آموزان استفاده می‌کنند.

chromatics is essential in fashion design for color coordination.

رنگ‌شناسی برای هماهنگی رنگ‌ها در طراحی مد ضروری است.

digital artists utilize chromatics to enhance their artwork.

هنرمندان دیجیتال از رنگ‌ها برای افزایش کیفیت آثار هنری خود استفاده می‌کنند.

understanding chromatics can lead to better interior design choices.

درک رنگ‌شناسی می‌تواند منجر به انتخاب‌های طراحی داخلی بهتر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید