chrysolite

[ایالات متحده]/ˈkrɪzəlaɪt/
[بریتانیا]/ˈkrɪzəlaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی الیوین، یک ماده معدنی که به عنوان سنگ قیمتی استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

green chrysolite

زمرد سبز

chrysolite gemstone

سنگ قیمتی کریزولیت

chrysolite color

رنگ کریزولیت

chrysolite ring

انگشتر کریزولیت

natural chrysolite

کریزولیت طبیعی

chrysolite pendant

آویز کریزولیت

chrysolite necklace

گردنبند کریزولیت

chrysolite crystal

کریستال کریزولیت

chrysolite earrings

گوشواره کریزولیت

chrysolite jewelry

جواهرات کریزولیت

جملات نمونه

chrysolite is often used in jewelry making.

کریزولیت اغلب در ساخت زیورآلات استفاده می‌شود.

the beautiful chrysolite gemstone sparkled in the sunlight.

سنگ قیمتی زیبای کریزولیت در نور خورشید می‌درخشید.

he gave her a chrysolite ring as a symbol of their love.

او یک حلقه کریزولیت به عنوان نمادی از عشقشان به او داد.

chrysolite is known for its vibrant green color.

کریزولیت به خاطر رنگ سبز زنده آن شناخته می‌شود.

many collectors seek rare chrysolite specimens.

بسیاری از کلکسیونرها به دنبال نمونه‌های نادر کریزولیت هستند.

she wore a necklace adorned with chrysolite stones.

او یک گردنبند مزین به سنگ‌های کریزولیت به تن داشت.

chrysolite is often confused with peridot.

کریزولیت اغلب با پری‌دوت اشتباه گرفته می‌شود.

the ancient egyptians valued chrysolite highly.

مصریان باستان به شدت به کریزولیت ارزش قائل بودند.

chrysolite can be found in volcanic rocks.

کریزولیت را می‌توان در سنگ‌های آتشفشانی یافت.

she chose chrysolite for her engagement ring.

او برای حلقه نامزدی خود کریزولیت را انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید