chutney

[ایالات متحده]/'tʃʌtnɪ/
[بریتانیا]/'tʃʌtni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چاشنی یا سس تند ساخته شده از میوه‌ها یا سبزیجات، که معمولاً در آشپزی هندی و آسیای جنوب شرقی استفاده می‌شود.
Word Forms
جمعchutneys

عبارات و ترکیب‌ها

spicy chutney

چاتنی تند

mango chutney

چاتنی انبه

tamarind chutney

چاتنی خ dates

جملات نمونه

cooking down the chutney can take up to 45 minutes.

پختن ترشیجات ممکن است تا 45 دقیقه طول بکشد.

I love to pair my cheese with a sweet mango chutney.

من عاشق اینم که پنیرم را با یک ترشیجات شیرین آلو می‌خورم.

The spicy tomato chutney added a kick to the bland sandwich.

ترشیجات گوجه‌فرنگی تند، طعم ملایم ساندویچ را تند کرد.

She made a batch of homemade apple chutney for the party.

او یک دسته ترشیجات سیب خانگی برای مهمانی درست کرد.

The Indian restaurant served a delicious mint chutney with the samosas.

رستوران هندی یک ترشیجات نعناع خوشمزه با سموسه سرو کرد.

I like to spread some cranberry chutney on my turkey sandwich.

من دوست دارم مقداری ترشیجات زغال‌اخته روی ساندویچ گوشت بزی خود بمالم.

The chutney recipe called for a mix of spices like cumin and coriander.

دستورالعمل ترشیجات شامل ترکیبی از ادویه‌جات مانند زیره و گشنیز بود.

The tangy tamarind chutney complemented the fried pakoras perfectly.

ترشیجات انبه ترش به خوبی با پاکورای سرخ شده همراه شد.

I always keep a jar of mango chutney in my pantry for quick snacks.

من همیشه یک شیشه ترشیجات آلو را در خواربار فروشی خود برای میان وعده‌های سریع نگه می‌دارم.

The chutney was a hit at the barbecue, everyone loved the spicy kick.

ترشیجات در باربیکیو بسیار محبوب بود، همه از طعم تند آن لذت بردند.

She whipped up a fresh pineapple chutney to serve with the grilled fish.

او یک ترشیجات آناناس تازه درست کرد تا با ماهی کبابی سرو کند.

نمونه‌های واقعی

As opposed to soy sauce, Nepali momo use a chutney.

در مقابل سس سویا، موموی نپالی از یک چاتنی استفاده می‌کند.

منبع: Culinary methods for gourmet food

Some households even include fruit chutney or tomatoes.

برخی از خانوارها حتی چاتنی میوه یا گوجه فرنگی را نیز شامل می شوند.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

So, your marriage has brought together chutney and fritters.

بنابراین، ازدواج شما چاتنی و فریترا را با هم آورده است.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

Did you spot the chutney's flavours, Sam?

آیا طعم های چاتنی را دیدی، سام؟

منبع: 6 Minute English

With eggplant chutney and red pepper coulis they went down nicely.

با چاتنی بادمجان و سس فلفل قرمز، آنها به خوبی پایین رفتند.

منبع: National Geographic Anthology

This tamarind and date chutney, the ketchup of India.

این چاتنی خرمالو و خرما، کچاپ هند.

منبع: Connection Magazine

So, yeah, and South Africans smear apricot chutney or apricot jam on absolutely everything, desserts, savoury, whatever.

بله، و آفریقایی های جنوبی چاتنی یا مربای زردآلو را روی همه چیز، دسرها، غذاهای دلپذیر، هر چیزی می‌مالند.

منبع: Gourmet Base

And then green chutney made with mint and chilies and lime and cilantro.

و سپس چاتنی سبز که با نعناع و فلفل چیلی و لیمو و گشنیز تهیه شده است.

منبع: Connection Magazine

At Hindu New Year, mothers give their children a special chutney – a mixture of fruit, spices, sugar and vinegar.

در سال نو هندو، مادران چاتنی ویژه ای به فرزندان خود می دهند - ترکیبی از میوه، ادویه، شکر و سرکه.

منبع: 6 Minute English

Why? Because you slept together, and when she was done with you? she discarded you like last night's chutney? Yes.

چرا؟ چون با هم خوابیدید و وقتی کارش با شما تمام شد؟ شما را مثل چاتنی دیشب دور انداخت؟ بله.

منبع: The Big Bang Theory Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید