cicatrizing

[ایالات متحده]/ˈsɪkətraɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɪkətraɪzɪŋ/

ترجمه

vt. باعث ایجاد زخم شدن؛ باعث بهبود یافتن
vi. زخم شدن؛ بهبود یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

cicatrizing process

فرآیند ترمیم

cicatrizing agent

عامل ترمیم

cicatrizing tissue

بافت ترمیم‌شونده

cicatrizing wounds

زخم‌های ترمیم‌شونده

cicatrizing response

پاسخ ترمیم‌شونده

cicatrizing effect

اثر ترمیم‌کننده

cicatrizing lesions

ضایعات ترمیم‌شونده

cicatrizing phenomena

پدیده‌های ترمیم‌شونده

cicatrizing inflammation

التهاب ترمیم‌شونده

cicatrizing phase

فاز ترمیم

جملات نمونه

the cicatrizing process of the wound was slow but steady.

فرآیند ترمیم زخم آهسته اما پیوسته بود.

doctors noted the cicatrizing effects of the treatment on the skin.

پزشکان اثرات ترمیم‌کنندگی درمان بر روی پوست را مشاهده کردند.

she used a special ointment to promote cicatrizing.

او از یک کرم خاص برای تقویت ترمیم استفاده کرد.

cicatrizing can take several weeks depending on the severity of the injury.

ترمیم ممکن است بسته به شدت آسیب، چند هفته طول بکشد.

the cicatrizing tissue was still sensitive to touch.

بافت ترمیم شده هنوز هم در برابر لمس حساس بود.

he was amazed by how cicatrizing worked on his scar.

او از نحوه عملکرد ترمیم بر روی جای زخم او شگفت زده شد.

proper care is essential for effective cicatrizing.

مراقبت مناسب برای ترمیم موثر ضروری است.

they observed cicatrizing in the laboratory under controlled conditions.

آنها ترمیم را در آزمایشگاه تحت شرایط کنترل شده مشاهده کردند.

she documented the cicatrizing stages in her journal.

او مراحل ترمیم را در دفترچه یادداشت خود ثبت کرد.

his body showed remarkable cicatrizing after the surgery.

بدن او پس از جراحی ترمیم قابل توجهی نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید