cimexes

[ایالات متحده]/'sɪməksɪz/
[بریتانیا]/'sɪməksɪz/

ترجمه

n. ساس‌ها; حشرات از جنس Cimex

عبارات و ترکیب‌ها

cimexes species

گونه‌های سیمکس

cimexes control

کنترل سیمکس

cimexes bites

گزش سیمکس

cimexes infestation

آلودگی سیمکس

cimexes treatment

درمان سیمکس

cimexes habitat

زیستگاه سیمکس

cimexes research

تحقیقات سیمکس

cimexes prevention

جلوگیری از سیمکس

cimexes behavior

رفتار سیمکس

cimexes ecology

اکولوژی سیمکس

جملات نمونه

cimexes are often found in bedding and furniture.

کنه ها اغلب در ملحفه ها و مبلمان یافت می شوند.

people often seek professional help to eliminate cimexes.

افراد اغلب به دنبال کمک حرفه ای برای از بین بردن کنه ها هستند.

understanding the behavior of cimexes can aid in prevention.

درک رفتار کنه ها می تواند به پیشگیری کمک کند.

cimexes can cause discomfort and sleepless nights.

کنه ها می توانند باعث ناراحتی و بی خوابی شوند.

regular inspections can help detect cimexes early.

بازرسی های منظم می تواند به تشخیص زودهنگام کنه ها کمک کند.

many hotels take measures to prevent cimexes infestations.

بسیاری از هتل ها اقداماتی را برای جلوگیری از آلودگی کنه ها انجام می دهند.

effective treatments are available for cimexes bites.

درمان های موثر برای گزش کنه ها در دسترس است.

cimexes can travel easily from one location to another.

کنه ها می توانند به راحتی از یک مکان به مکان دیگر سفر کنند.

awareness of cimexes can help in reducing their spread.

آگاهی از کنه ها می تواند به کاهش انتشار آنها کمک کند.

protecting your home from cimexes requires diligence.

محافظت از خانه در برابر کنه ها نیاز به تلاش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید