cimon

[ایالات متحده]/ˈsɪmən/
[بریتانیا]/ˈsɪmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رهبر نظامی و سیاستمدار باستانی آتنی

عبارات و ترکیب‌ها

cimon's legacy

میراث سیمون

cimon's influence

تاثیر سیمون

cimon's leadership

رهبری سیمون

cimon's wisdom

حکمت سیمون

cimon's strategy

استراتژی سیمون

cimon's vision

چشم انداز سیمون

cimon's role

نقش سیمون

cimon's journey

سفر سیمون

cimon's achievements

دستاوردهای سیمون

cimon's contributions

همکاری‌های سیمون

جملات نمونه

cimon is known for his leadership skills.

سیمون به خاطر مهارت‌های رهبری خود شناخته می‌شود.

many admire cimon for his strategic thinking.

بسیاری از افراد سیمون را به خاطر تفکر استراتژیک خود تحسین می‌کنند.

in ancient times, cimon played a vital role in politics.

در زمان‌های قدیم، سیمون نقش حیاتی در سیاست ایفا کرد.

cimon's achievements are celebrated in history.

دستاوردهای سیمون در تاریخ جشن گرفته می‌شوند.

people often discuss cimon's impact on society.

مردم اغلب درباره تأثیر سیمون بر جامعه صحبت می‌کنند.

cimon's legacy continues to inspire future leaders.

میراث سیمون همچنان الهام‌بخش رهبران آینده است.

historians study cimon's contributions to democracy.

تاریخ‌نگاران دستاوردهای سیمون در زمینه دموکراسی را مطالعه می‌کنند.

cimon's military strategies were ahead of his time.

استراتژی‌های نظامی سیمون جلوتر از زمان خود بودند.

many stories are told about cimon's bravery.

داستان‌های زیادی در مورد شجاعت سیمون تعریف می‌شود.

cimon's influence can still be felt today.

تأثیر سیمون هنوز هم امروزه قابل احساس است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید