cios

[ایالات متحده]//ˈsiːɒz//
[بریتانیا]//ˈsiːɔːz//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. کمیته اهداف شیء هوشمند ترکیبی؛ سیستم عامل کاهش ورودی؛ شورای جهانی مدیریت

جملات نمونه

senior cios are increasingly focused on digital transformation strategies.

سی‌ایوهای بالغ به طور مداوم روی استراتژی‌های تحول دیجیتال متمرکز می‌شوند.

many cios are investing heavily in cloud computing infrastructure.

بسیاری از سی‌ایوهای در زمینه زیرساخت‌های محاسبه ابری سرمایه‌گذاری زیادی انجام می‌دهند.

cios must balance security concerns with innovation initiatives.

سی‌ایوها باید نگرانی‌های امنیتی را با مبادرات نوآوری تعادل دهند.

the role of cios has evolved significantly in recent years.

نقش سی‌ایوها در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی تغییر کرده است.

effective cios collaborate closely with other c-suite executives.

سی‌ایوهای مؤثر با اجرایی‌های دیگر سی‌سوات مشارکت نزدیک دارند.

leading cios prioritize data analytics capabilities.

سی‌ایوهای رهبرانه توانایی‌های تحلیل داده را اولویت می‌گذارند.

modern cios face unprecedented cybersecurity challenges.

سی‌ایوهای مدرن با چالش‌های امنیت سایبری بدون پیشینه مواجه می‌شوند.

cios are driving innovation across their organizations.

سی‌ایوها نوآوری را در سراسر سازمان‌های خود به حرکت می‌اندازند.

strategic cios understand the importance of talent acquisition.

سی‌ایوهای استراتژیک اهمیت جذب مهارت‌ها را درک می‌کنند.

cios need strong communication skills to succeed.

سی‌ایوها برای موفقیت مهارت‌های ارتباطی قوی نیاز دارند.

progressive cios embrace agile methodologies in their operations.

سی‌ایوهای پیشرو در عملکرد خود روش‌های ایتیل را پذیرفته‌اند.

cios are transforming it departments into innovation hubs.

سی‌ایوها بخش‌های ایت را به مراکز نوآوری تبدیل می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید