circumcised male
مذکر ختنه شده
circumcised infants
نوزادان ختنه شده
circumcised boys
پسران ختنه شده
circumcised adults
بزرگسالان ختنه شده
circumcised status
وضعیت ختنه
circumcised tradition
خِتنه، یک سنت
circumcised practice
خِتنه، یک عمل
circumcised procedure
روش ختنه
circumcised community
جامعه ختنه شده
circumcised culture
فرهنگ ختنه
he was circumcised shortly after birth for cultural reasons.
او بلافاصله پس از تولد به دلایل فرهنگی ختنه شد.
many parents choose to have their sons circumcised.
بسیاری از والدین تصمیم می گیرند پسران خود را ختنه کنند.
some studies suggest circumcised men may have lower risks of certain infections.
برخی از مطالعات نشان می دهد که مردان ختنه شده ممکن است خطر ابتلا به برخی از عفونت ها را کمتر داشته باشند.
he felt embarrassed about being circumcised at an older age.
او در مورد ختنه شدن در سنین بالاتر احساس خجالت می کرد.
in some religions, it is customary for males to be circumcised.
در برخی از ادیان، ختنه مردان یک رسم است.
the decision to circumcise should be made with careful consideration.
تصمیم ختنه باید با در نظر گرفتن دقیق اتخاذ شود.
he learned about the health benefits of being circumcised.
او در مورد فواید سلامتی ختنه متوجه شد.
some people believe that circumcised men have better hygiene.
برخی از مردم معتقدند که مردان ختنه شده بهداشت بهتری دارند.
there are various opinions on whether to circumcise newborns.
نظرات مختلفی در مورد اینکه آیا نوزادان را ختنه کنند وجود دارد.
he was circumcised as part of a religious rite.
او به عنوان بخشی از یک آیین مذهبی ختنه شد.
circumcised male
مذکر ختنه شده
circumcised infants
نوزادان ختنه شده
circumcised boys
پسران ختنه شده
circumcised adults
بزرگسالان ختنه شده
circumcised status
وضعیت ختنه
circumcised tradition
خِتنه، یک سنت
circumcised practice
خِتنه، یک عمل
circumcised procedure
روش ختنه
circumcised community
جامعه ختنه شده
circumcised culture
فرهنگ ختنه
he was circumcised shortly after birth for cultural reasons.
او بلافاصله پس از تولد به دلایل فرهنگی ختنه شد.
many parents choose to have their sons circumcised.
بسیاری از والدین تصمیم می گیرند پسران خود را ختنه کنند.
some studies suggest circumcised men may have lower risks of certain infections.
برخی از مطالعات نشان می دهد که مردان ختنه شده ممکن است خطر ابتلا به برخی از عفونت ها را کمتر داشته باشند.
he felt embarrassed about being circumcised at an older age.
او در مورد ختنه شدن در سنین بالاتر احساس خجالت می کرد.
in some religions, it is customary for males to be circumcised.
در برخی از ادیان، ختنه مردان یک رسم است.
the decision to circumcise should be made with careful consideration.
تصمیم ختنه باید با در نظر گرفتن دقیق اتخاذ شود.
he learned about the health benefits of being circumcised.
او در مورد فواید سلامتی ختنه متوجه شد.
some people believe that circumcised men have better hygiene.
برخی از مردم معتقدند که مردان ختنه شده بهداشت بهتری دارند.
there are various opinions on whether to circumcise newborns.
نظرات مختلفی در مورد اینکه آیا نوزادان را ختنه کنند وجود دارد.
he was circumcised as part of a religious rite.
او به عنوان بخشی از یک آیین مذهبی ختنه شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید