circumcised

[ایالات متحده]/ˈsɜː.kəm.saɪzd/
[بریتانیا]/ˈsɜr.kəm.saɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته شرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

circumcised male

مذکر ختنه شده

circumcised infants

نوزادان ختنه شده

circumcised boys

پسران ختنه شده

circumcised adults

بزرگسالان ختنه شده

circumcised status

وضعیت ختنه

circumcised tradition

خِتنه، یک سنت

circumcised practice

خِتنه، یک عمل

circumcised procedure

روش ختنه

circumcised community

جامعه ختنه شده

circumcised culture

فرهنگ ختنه

جملات نمونه

he was circumcised shortly after birth for cultural reasons.

او بلافاصله پس از تولد به دلایل فرهنگی ختنه شد.

many parents choose to have their sons circumcised.

بسیاری از والدین تصمیم می گیرند پسران خود را ختنه کنند.

some studies suggest circumcised men may have lower risks of certain infections.

برخی از مطالعات نشان می دهد که مردان ختنه شده ممکن است خطر ابتلا به برخی از عفونت ها را کمتر داشته باشند.

he felt embarrassed about being circumcised at an older age.

او در مورد ختنه شدن در سنین بالاتر احساس خجالت می کرد.

in some religions, it is customary for males to be circumcised.

در برخی از ادیان، ختنه مردان یک رسم است.

the decision to circumcise should be made with careful consideration.

تصمیم ختنه باید با در نظر گرفتن دقیق اتخاذ شود.

he learned about the health benefits of being circumcised.

او در مورد فواید سلامتی ختنه متوجه شد.

some people believe that circumcised men have better hygiene.

برخی از مردم معتقدند که مردان ختنه شده بهداشت بهتری دارند.

there are various opinions on whether to circumcise newborns.

نظرات مختلفی در مورد اینکه آیا نوزادان را ختنه کنند وجود دارد.

he was circumcised as part of a religious rite.

او به عنوان بخشی از یک آیین مذهبی ختنه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید