circumcises

[ایالات متحده]/ˈsɜː.kəm.saɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈsɜr.kəm.saɪzɪz/

ترجمه

n. برداشت پوست ختنه (به دلایل مذهبی یا بهداشتی)
v. برداشت کردن پوست ختنه (به دلایل مذهبی یا بهداشتی)

عبارات و ترکیب‌ها

he circumcises

او ختنه می‌کند

she circumcises

او ختنه می‌کند

doctor circumcises

پزشک ختنه می‌کند

often circumcises

اغراقاً ختنه می‌کند

traditionally circumcises

به طور سنتی ختنه می‌کند

he circumcises infants

او نوزادان را ختنه می‌کند

she circumcises boys

او پسران را ختنه می‌کند

religiously circumcises

به صورت مذهبی ختنه می‌کند

family circumcises

خانواده ختنه می‌کند

he circumcises adults

او بزرگسالان را ختنه می‌کند

جملات نمونه

he circumcises his son as part of their cultural tradition.

او پسرش را به عنوان بخشی از سنت فرهنگی خود ختنه می‌کند.

the doctor circumcises infants for health reasons.

پزشک به دلایل سلامتی نوزادان را ختنه می‌کند.

in some religions, it is common to circumcise male children.

در برخی از ادیان، ختنه پسران رایج است.

many families choose to circumcise their sons shortly after birth.

خانواده‌های زیادی تصمیم می‌گیرند پسران خود را اندکی پس از تولد ختنه کنند.

he circumcises patients in a sterile environment to prevent infection.

او بیماران را در یک محیط استریل برای جلوگیری از عفونت ختنه می‌کند.

they decided to circumcise their son at a local clinic.

آنها تصمیم گرفتند پسر خود را در یک کلینیک محلی ختنه کنند.

he circumcises his patients with great care and precision.

او با دقت و ظرافت بسیار بیماران خود را ختنه می‌کند.

parents often discuss the decision to circumcise with their pediatrician.

والدین اغلب در مورد تصمیم ختنه با پزشک اطفال خود مشورت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید