he circumcises
او ختنه میکند
she circumcises
او ختنه میکند
doctor circumcises
پزشک ختنه میکند
often circumcises
اغراقاً ختنه میکند
traditionally circumcises
به طور سنتی ختنه میکند
he circumcises infants
او نوزادان را ختنه میکند
she circumcises boys
او پسران را ختنه میکند
religiously circumcises
به صورت مذهبی ختنه میکند
family circumcises
خانواده ختنه میکند
he circumcises adults
او بزرگسالان را ختنه میکند
he circumcises his son as part of their cultural tradition.
او پسرش را به عنوان بخشی از سنت فرهنگی خود ختنه میکند.
the doctor circumcises infants for health reasons.
پزشک به دلایل سلامتی نوزادان را ختنه میکند.
in some religions, it is common to circumcise male children.
در برخی از ادیان، ختنه پسران رایج است.
many families choose to circumcise their sons shortly after birth.
خانوادههای زیادی تصمیم میگیرند پسران خود را اندکی پس از تولد ختنه کنند.
he circumcises patients in a sterile environment to prevent infection.
او بیماران را در یک محیط استریل برای جلوگیری از عفونت ختنه میکند.
they decided to circumcise their son at a local clinic.
آنها تصمیم گرفتند پسر خود را در یک کلینیک محلی ختنه کنند.
he circumcises his patients with great care and precision.
او با دقت و ظرافت بسیار بیماران خود را ختنه میکند.
parents often discuss the decision to circumcise with their pediatrician.
والدین اغلب در مورد تصمیم ختنه با پزشک اطفال خود مشورت میکنند.
he circumcises
او ختنه میکند
she circumcises
او ختنه میکند
doctor circumcises
پزشک ختنه میکند
often circumcises
اغراقاً ختنه میکند
traditionally circumcises
به طور سنتی ختنه میکند
he circumcises infants
او نوزادان را ختنه میکند
she circumcises boys
او پسران را ختنه میکند
religiously circumcises
به صورت مذهبی ختنه میکند
family circumcises
خانواده ختنه میکند
he circumcises adults
او بزرگسالان را ختنه میکند
he circumcises his son as part of their cultural tradition.
او پسرش را به عنوان بخشی از سنت فرهنگی خود ختنه میکند.
the doctor circumcises infants for health reasons.
پزشک به دلایل سلامتی نوزادان را ختنه میکند.
in some religions, it is common to circumcise male children.
در برخی از ادیان، ختنه پسران رایج است.
many families choose to circumcise their sons shortly after birth.
خانوادههای زیادی تصمیم میگیرند پسران خود را اندکی پس از تولد ختنه کنند.
he circumcises patients in a sterile environment to prevent infection.
او بیماران را در یک محیط استریل برای جلوگیری از عفونت ختنه میکند.
they decided to circumcise their son at a local clinic.
آنها تصمیم گرفتند پسر خود را در یک کلینیک محلی ختنه کنند.
he circumcises his patients with great care and precision.
او با دقت و ظرافت بسیار بیماران خود را ختنه میکند.
parents often discuss the decision to circumcise with their pediatrician.
والدین اغلب در مورد تصمیم ختنه با پزشک اطفال خود مشورت میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید