circumnavigation

[ایالات متحده]/ˌsə:kəm,nævi'geiʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سفر به دور دنیا
Word Forms

جملات نمونه

Ferdinand Magellan's expedition was the first successful circumnavigation of the globe.

اکتشافات فردیناند ماژلان اولین دورگردی موفقیت‌آمیز کره زمین بود.

The sailor planned a circumnavigation route around the world.

ملوان مسیر دورگردی در سراسر جهان را برنامه‌ریزی کرد.

The solo sailor completed a solo circumnavigation of the world.

ملوان تنها، دورگردی انفرادی جهان را به اتمام رساند.

The aircraft made a historic circumnavigation flight across the Pacific Ocean.

هواپیما یک پرواز تاریخی دور کره زمین را بر فراز اقیانوس آرام انجام داد.

The explorer set out on a circumnavigation journey to explore new lands.

کاوشگر برای کشف سرزمین‌های جدید، سفر دورگردی را آغاز کرد.

The circumnavigation of the Earth is a remarkable feat of human achievement.

دورگردی زمین یک دستاورد قابل توجه انسانی است.

The ship's crew prepared for a long circumnavigation voyage.

خدمه کشتی برای یک سفر دورگردی طولانی آماده شدند.

The circumnavigation of the globe took several months to complete.

دورگردی کره زمین چندین ماه طول کشید تا تکمیل شود.

The team attempted a record-breaking circumnavigation of the world by bicycle.

تیم تلاش کرد تا رکورد جهانی را با دوچرخه به روش دورگردی به ثبت برساند.

The documentary film captured the beauty of a global circumnavigation journey.

فیلم مستند، زیبایی سفر دورگردی جهانی را به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید