citronwood

[ایالات متحده]/ˈsɪtrənˌwʊd/
[بریتانیا]/ˈsɪtrənˌwʊd/

ترجمه

n. چوب درخت لیمو، که برای ساخت مبلمان و اشیاء زیبایی استفاده می‌شود؛ نوعی چوب گوره، به ویژه چوب از درختان جنس Santalum.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

carved citronwood

چوب نارانی گرانیتی

polished citronwood

چوب نارانی پولیش شده

ancient citronwood

چوب نارانی باستانی

scented citronwood

چوب نارانی عطردار

citronwood box

جعبه چوب نارانی

citronwood table

میز چوب نارانی

fine citronwood

چوب نارانی با کیفیت بالا

rare citronwood

چوب نارانی نادر

solid citronwood

چوب نارانی جامد

valuable citronwood

چوب نارانی ارزشمند

جملات نمونه

the craftsman carefully carved intricate patterns into the citronwood, revealing the natural grain beneath the polished surface.

چوب نارنجی را با دقت و با الگوهای پیچیده حکاکی کرد و الگوهای طبیعی زیر سطح پولیش شده را نمایان کرد.

tall citronwood trees lined the riverbank, their slender trunks swaying gently in the morning breeze.

در دوطرف رودخانه درختان چوب نارنجی بلندی قرار داشتند که تنه‌های نازکشان در باد صبح گذرا بود.

the rich aroma of citronwood filled the ancient hall, creating an atmosphere of tranquility and wisdom.

بوی چوب نارنجی که پر و پا بود، سالن قدیمی را پر کرد و جوی آرامش و حکمت را ایجاد کرد.

she received a beautifully crafted citronwood box as an heirloom, passed down through generations of her family.

او یک جعبه چوب نارنجی با طراحی زیبایی به عنوان یک ارث گرفت که از نسل به نسل در خانواده‌اش منتقل شده بود.

the mysterious forest contained rare citronwood specimens that botanists had only read about in old manuscripts.

در جنگل مرموز نمونه‌های نادر چوب نارنجی وجود داشت که گیاه‌شناسان تنها در مانوسکریپت‌های قدیمی درباره‌ی آن‌ها خوانده بودند.

elegant citronwood furniture adorned the royal chambers, reflecting the wealth and taste of the empire.

مبلمان چوب نارنجی زیبایی دکوراسیون اتاق‌های ملکه را تشکیل می‌دادند و ثروت و طعم امپراتوری را نشان می‌دادند.

the master carpenter selected premium citronwood for his most important commission, knowing it would withstand the test of time.

چوب‌کار ماهر برای مهمترین سفارشش چوب نارنجی از کیفیت بالا را انتخاب کرد و می‌دانست که آن برابر آزمون زمان خواهد ماند.

citronwood possesses a distinctive golden hue that darkens beautifully with age and careful polishing.

چوب نارنجی دارای رنگ طلایی متمایزی است که با گذشت زمان و پولیش دقت زیباتر می‌شود.

monks burned citronwood incense during the sacred ceremony, filling the temple with fragrant smoke.

در مراسم مقدس، موناک‌ها از دود چوب نارنجی سوزانده شدند و مسجد را با دود عطردار پر کردند.

the master artisan created an exquisite citronwood carving depicting a majestic dragon coiled around an ancient tower.

هندس‌کار ماهر یک حکاکی چوب نارنجی زیبایی ایجاد کرد که یک دریافت بزرگ در اطراف برج قدیمی را نشان می‌داد.

massive citronwood pillars had supported the temple structure for over five centuries without showing signs of decay.

ستون‌های چوب نارنجی بزرگ ساختار مسجد را به مدت پنج قرن بدون نشانه‌ای از فساد حمایت کردند.

the luthier crafted a magnificent citronwood lute, its resonance unmatched by any other instrument in the kingdom.

لوتری یک گیتار چوب نارنجی شگفت‌انگیز ساخت که تکانش در سراسر سلطنت ناشناخته بود.

gardeners carefully pruned the ancient citronwood orchard, preserving the legacy of generations past.

باغبانان با دقت درختان چوب نارنجی قدیمی را کاشتند و ارث نسل‌های گذشته را حفظ کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید