civviess

[ایالات متحده]/'sɪvɪz/
[بریتانیا]/'sɪvɪz/

ترجمه

n. لباس غیررسمی، به‌ویژه آن‌هایی که توسط غیرنظامیان پوشیده می‌شود؛ غیرنظامیان، عموم مردم

عبارات و ترکیب‌ها

civviess support

حمایت مدنی

civviess rights

حقوق مدنی

civviess protection

حفاظت مدنی

civviess casualties

آسیب‌دیدگان مدنی

civviess involvement

درگیری مدنی

civviess safety

ایمنی مدنی

civviess issues

مشکلات مدنی

civviess perspective

دیدگاه مدنی

civviess experience

تجربه مدنی

civviess community

جامعه مدنی

جملات نمونه

many civviess enjoy outdoor activities on weekends.

بسیاری از شهروندان از فعالیت‌های فضای باز در آخر هفته‌ها لذت می‌برند.

civviess often participate in community events.

شهروندان اغلب در رویدادهای محلی شرکت می‌کنند.

the civviess are looking for ways to improve their neighborhood.

شهروندان به دنبال راه‌هایی برای بهبود محله خود هستند.

civviess have the right to voice their opinions.

شهروندان حق ابراز نظر خود را دارند.

in times of crisis, civviess come together to support each other.

در زمان بحران، شهروندان برای حمایت از یکدیگر گرد هم می‌آیند.

civviess often volunteer for local charities.

شهروندان اغلب به عنوان داوطلب برای سازمان‌های خیریه محلی فعالیت می‌کنند.

understanding civviess' needs is essential for effective governance.

درک نیازهای شهروندان برای حکمرانی موثر ضروری است.

civviess play a vital role in shaping public policy.

شهروندان نقش مهمی در شکل‌دهی سیاست‌های عمومی ایفا می‌کنند.

many civviess advocate for environmental protection.

بسیاری از شهروندان از حفاظت از محیط زیست حمایت می‌کنند.

civviess contribute to the economy through their businesses.

شهروندان از طریق کسب و کارهای خود به اقتصاد کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید